در آموزش رسمی و در دوره هفتساله دوم، به کودکان و نوجوانان مهارتهای پایهای دیجیتالی آموزش داده میشود تا بتوانند بهطور مسئولانه از این فضا استفاده کنند. این مهارتها شامل موارد زیر هستند:
1. شناخت فضای وب و مفهوم رد پای دیجیتال:
-
- به کودکان آموزش داده میشود که هر فعالیت آنلاین آنها، از جستجو تا دانلود و به اشتراکگذاری، اثری ماندگار بر جای میگذارد و ثبت میشود. حتی با پاک کردن هیستوری، برخی اطلاعات باقی میمانند.
2. مدیریت اطلاعات شخصی:
-
- نوجوانان باید یاد بگیرند که چطور اطلاعات شخصی خود را محافظت کنند و بفهمند که اطلاعات رفتاری و دیجیتالی آنها (مانند لایکها و تاریخچه جستجوها) توسط سرویسهای مختلف مانند گوگل جمعآوری و تحلیل میشود.
3. آگاهی از حریم خصوصی:
-
- باید به کودکان آموزش داده شود که تنها نیستند و تمامی ارتباطات دیجیتال، چه پیامها و چه اشتراکگذاریها، توسط واسطههای دیجیتال ثبت و نظارت میشود. همچنین باید یاد بگیرند که چگونه از ابزارهای دیجیتال برای حفظ حریم خصوصی خود استفاده کنند.
این اهداف تربیتی، مبتنی بر پژوهشهای گسترده هستند و رویکردی بهینه برای سازگاری با دنیای دیجیتال را به کودکان و نوجوانان ارائه میدهند تا بتوانند در این جهان ترکیبی از هوش، تمرکز و هویت سالم برخوردار باشند.
1. آگاهی از بیمکانی فضای دیجیتال
فضای مجازی بیمکان است، به این معنا که مرزهای جغرافیایی ندارد و هر فردی میتواند بهراحتی به اطلاعات دسترسی داشته باشد. این موضوع مانند حضور در یک اتاق شیشهای است؛ فضایی که در آن بهطور مداوم در معرض دید هستید و حریم خصوصی بهشدت تحت تأثیر قرار میگیرد. مدیریت حریم خصوصی در این محیط بسیار حیاتی است. در دنیای واقعی، شب و روز نظم مشخصی به زندگی ما میدهند، اما فضای دیجیتال بهدلیل دسترسی ۲۴ ساعته، این نظم را مختل میکند. از آنجا که این فضا همیشه در دسترس است، بهراحتی به وابستگی و حتی اعتیاد به استفاده از آن منجر میشود. اگر بهطور مداوم در معرض صفحههای دیجیتال قرار بگیریم، ترشح هورمونهای خواب مختل میشود و کیفیت خواب کاهش مییابد.
2. خطرات دسترسی بیوقفه به دادهها
بسیاری از افراد فکر میکنند که اطلاعاتشان در فضای مجازی خصوصی است و دسترسی به آن محدود به خودشان است، اما این تصور اشتباه است. اطلاعات ذخیرهشده در اینترنت همواره در معرض دسترسی دیگران قرار دارد. برای مثال، حتی اگر تاریخچه مرورگر خود را پاک کنید، برخی اطلاعات هنوز در سرورها ذخیره میشود و قابل بازیابی است.
3. اهمیت تفکر نقادانه و لایههای شناختی در فضای دیجیتال
در سنین ۱۰ تا ۱۲ سال، زمانی که تفکر انتزاعی کودکان شکل میگیرد، باید مهارتهای تفکر نقادانه و منطقی را به آنان آموزش داد. این مهارتها کمک میکنند که نوجوانان بتوانند محتوای دیجیتال را بررسی کرده و قبل از پذیرش هر اطلاعاتی، صحت آن را بسنجند. همچنین، تفکر نقادانه به آنان میآموزد که چرا باید بهطور منطقی انتخاب کنند که چه محتوایی برایشان مفید است و چه ارتباطاتی در فضای مجازی میتواند مناسب و ایمن باشد.
برای مثال، قبل از شنیدن یک موسیقی، از خود بپرسند که چرا باید به آن گوش بدهند و چه تأثیری بر روحیه و رشد آنان دارد. این شیوه نهتنها باعث میشود نوجوانان از محتواهای نامناسب دوری کنند، بلکه به آنها یاد میدهد که به جای پذیرش بیچونوچرای محتوا، آن را از دیدگاه منطقی و علمی بررسی کنند.
4. اهمیت ایجاد زیست معنادار برای کودکان
برای جلوگیری از وابستگی بیمورد کودکان به بازیها و اپلیکیشنهای موبایلی، باید به آنها زیستی معنادار و هدفمند را آموزش داد. برای مثال، استفاده از بازیهای موبایلی میتواند بهعنوان فعالیتی مفرح مطرح باشد، اما اگر کودک بدون هدف و بهطور مداوم با آن سرگرم شود، ممکن است به آن وابسته شود. ایجاد چنین زیست معناداری به آنها میآموزد که به هر فعالیتی بهعنوان بخشی از یک هدف و برنامه بلندمدت نگاه کنند و از غوطهور شدن بیهدف در فضای مجازی خودداری کنند.
دکتر سعید مدرسی؛ مدیر مؤسسه رسانهای باران _ نشست قرار هفت 1403



