تحلیل پرسونای شرکت‌کنندگان اولین دوره پویش هیس‌طوری

پویش «هیس‌طوری» با محوریت مجموعه پانزده‌جلدی «سرگذشت استعمار» نوشته مهدی میرکیایی، تجربه‌ای فرهنگی ـ آموزشی است که تلاش کرده نوجوانان را درگیر فهم تاریخ استعمار، بازخوانی روایت‌های تاریخی و شکل‌دهی نگاه انتقادی کند.

داده‌های این پویش نشان می‌دهد مخاطبان، یکدست و همسان عمل نکرده‌اند و الگوی مشارکت آن‌ها در کنش‌هایی مانند خوانش کتاب، آزمون سواد خواندن، تولید پوستر و کمیک، تولید روایت‌های متنی و صوتی و نیز دعوت از دیگران، متفاوت و چندسبکی بوده است. از همین‌رو، برای ارزیابی اثربخشی پویش و طراحی مرحله‌های بعدی، صرفِ ارائه آمارهای کلی کافی نیست و لازم است «تصویر مخاطبان» به‌گونه‌ای ساخته شود که بتوان تفاوت‌های رفتاری، انگیزشی و سبک‌های تعامل با محتوا را دید، مقایسه کرد و بر اساس آن تصمیم گرفت.

نتایج این گزارش نشان می‌دهد که مخاطبان پویش «هیس‌طوری» یک گروه یک‌دست نیستند، بلکه با سطح‌های متفاوتی از مشارکت، انگیزه و درگیری شناختی در پویش حضور داشته‌اند. برخی مخاطبان مسیر خوانش را تا پایان ادامه داده‌اند، برخی در آزمون‌ها و تحلیل محتوا فعال بوده‌اند، برخی با تولید آثار بصری مشارکت کرده‌اند، و برخی نیز نقش مهمی در دعوت دیگران و گسترش پویش داشته‌اند. در مقابل، گروهی نیز مشارکت محدودتری داشته‌اند و در ادامه مسیر با کاهش فعالیت یا ریزش مواجه شده‌اند. این تنوع نشان می‌دهد که برای مرحله بعد، طراحی یک مسیر واحد برای همه مخاطبان کافی نیست و لازم است برنامه‌ها متناسب با نوع مشارکت و ویژگی‌های هر گروه طراحی شود.

از نظر جمعیت‌شناختی، دختران سهم بیشتری از مشارکت‌کنندگان را تشکیل داده‌اند، اما در برخی شاخص‌ها مانند میانگین خوانش یا دعوت موفق، پسران عملکرد قابل توجهی داشته‌اند. همچنین، اگرچه متوسطه اول بیشترین تعداد شرکت‌کننده را داشته، اما دانش‌آموزان متوسطه دوم از نظر میانگین خوانش، آزمون و تکمیل مسیر مطالعه، عملکرد عمیق‌تری نشان داده‌اند. این موضوع نشان می‌دهد که مخاطبان متوسطه دوم ظرفیت بیشتری برای مشارکت تحلیلی و پایدار دارند، در حالی که مخاطبان دوره‌های پایین‌تر برای ادامه مسیر به حمایت و ساده‌سازی فعالیت‌ها نیاز دارند.

تحلیل کنش‌ها نیز نشان داد که فعالیت‌های کم‌هزینه‌تر مانند آزمون، مشارکت بیشتری داشته‌اند، در حالی که فعالیت‌های پیچیده‌تر مانند تولید پادکست یا برخی تولیدات محتوایی مشارکت کمتری ثبت کرده‌اند. همچنین در اکثر کنش‌ها، بیشترین مشارکت مربوط به جلدهای ابتدایی بوده و پس از آن کاهش تدریجی مشاهده شده است. این الگو نشان می‌دهد که حفظ انگیزه مخاطبان در میانه مسیر اهمیت زیادی دارد و نیازمند طراحی مشوق‌ها و مسیرهای مرحله‌ای است.

برای درک بهتر مخاطبان، شرکت‌کنندگان در قالب پنج پرسونا دسته‌بندی شدند. نخست، «فراگیران راهبردی» که مسیر خوانش را تا پایان ادامه داده‌اند و پایدارترین و عمیق‌ترین گروه محسوب می‌شوند. این افراد ظرفیت بالایی برای ایفای نقش‌های راهبردی و کمک به سایر مخاطبان دارند. دوم، «کنش‌گران اجتماعی» که نقش مهمی در دعوت دیگران و گسترش پویش داشته‌اند و عامل اصلی رشد شبکه مشارکت هستند. سوم، «آفرینش‌گران تصویری» که از طریق تولید پوستر و کمیک، محتوای پویش را به زبان تصویر بازنمایی کرده‌اند و در تقویت هویت فرهنگی پویش نقش مهمی داشته‌اند. چهارم، «فراگیران تحلیلی» که از طریق خوانش و آزمون، درک عمیق‌تری از محتوا داشته‌اند و مسیر یادگیری نظام‌مند را دنبال کرده‌اند. و در نهایت، «افراد منفعل یا کم‌درگیر» که مشارکت محدودی داشته‌اند و برای فعال‌سازی مجدد، به مسیرهای ساده‌تر و انگیزه‌بخش‌تر نیاز دارند.
این دسته‌بندی نشان می‌دهد که هر گروه نیاز متفاوتی دارد. فراگیران راهبردی نیازمند فعالیت‌های پیشرفته‌تر و نقش‌های هدایت‌گر هستند. کنش‌گران اجتماعی نیاز به ابزارهای دعوت و نظام انگیزشی دارند. آفرینش‌گران تصویری نیازمند حمایت و فرصت دیده‌شدن هستند. فراگیران تحلیلی به مسیرهای یادگیری عمیق‌تر و بازخوردهای مناسب نیاز دارند. و افراد کم‌درگیر باید از طریق مسیرهای ساده‌تر و فعالیت‌های سبک‌تر به مشارکت بیشتر ترغیب شوند.

در مجموع، یافته‌های این گزارش نشان می‌دهد که ادامه موفق پویش «هیس‌طوری» نیازمند طراحی مسیرهای متنوع و متناسب با سطح مشارکت مخاطبان است. برخی مخاطبان آمادگی ورود به فعالیت‌های عمیق‌تر و تحلیلی را دارند، در حالی که برخی دیگر برای تداوم مشارکت به مسیرهای ساده‌تر و انگیزه‌بخش‌تر نیاز دارند. توجه هم‌زمان به این تفاوت‌ها می‌تواند از ریزش مخاطبان جلوگیری کند، مشارکت پایدار را افزایش دهد و زمینه رشد و اثرگذاری بیشتر پویش را در آینده فراهم سازد.

جزییات این پژوهش در قالب یک کتابچه‌ی پژوهشی توسط اندیشکده امید به چاپ رسیده است.