این پژوهش با هدف شناخت الگوی واکنشها، دغدغهها و نگرشهای نوجوانان ایرانی در شرایط بحران جنگی و بررسی نقش رسانه ملی در مدیریت افکار عمومی و سلامت روان مخاطبان نوجوان انجام شده است. مبنای این پژوهش، برنامه تلویزیونی «اشاره» از شبکه امید است که همزمان با جنگ ۱۲روزه ایران و اسرائیل و تا سه روز پس از اعلام آتشبس، بهصورت روزانه و طی ۱۵ روز روی آنتن رفت. برنامه «اشاره» با دریافت پیامهای مردمی از طریق سامانه پیامکی، بستری کمنظیر برای مشاهده مستقیم واکنشهای اجتماعی و ذهنی این گروه سنی در شرایط بحرانی فراهم کرد.
هدف اصلی پژوهش، تحلیل محتوای پیامهای ارسالی مخاطبان برنامه «اشاره» بهمنظور درک ابعاد مختلف بحران از نگاه نوجوانان و استخراج الگوهای قابل استفاده برای سیاستگذاری رسانهای در دوران بحران و پسابحران بوده است. این پژوهش تلاش کرده است فراتر از ثبت احساسات لحظهای، تصویری ساختاریافته از مسیر تحول واکنشهای مخاطبان نوجوان در طول بحران ارائه دهد.
یافتههای پژوهش نشان میدهد افکار عمومی نوجوانان در شرایط بحران یکدست نیست و ترکیبی از واکنشهای هیجانی، دغدغههای روزمره و پرسشهای متفاوت را در بر میگیرد. در روزهای ابتدایی جنگ، پیامها عمدتاً بازتابدهنده ترس، اضطراب، خستگی روانی و نگرانی نسبت به آینده بوده است، اما با تداوم بحران و نزدیک شدن به آتشبس، سهم پیامهای عمیقتر، سیاسی_نظامی و پرسشهای آیندهنگرانه افزایش یافته است. همزمان، تأثیر جنگ بر زندگی روزمره، سلامت روان، آموزش، معیشت و ارتباطات بهعنوان یکی از اصلیترین دغدغههای مخاطبان برجسته شده است.
نتایج نشان میدهد رسانه ملی در چنین شرایطی صرفاً نقش اطلاعرسان ندارد، بلکه بهطور همزمان نقش روانشناختی و اجتماعی ایفا میکند. دوگانگی اعتماد و انتقاد در پیامهای مخاطبان نشان میدهد که عملکرد رسانه در بحران میتواند بهصورت مستقیم بر احساس امنیت و برداشت مخاطبان از واقعیت تأثیر بگذارد. همچنین، حضور پررنگ پرسشهای سیاسی_نظامی در میان نوجوانان بیانگر ظرفیت بالای این گروه سنی برای درک تحولات پیچیده و ضرورت طراحی محتوای تحلیلی، شفاف و متناسب با زبان نوجوان است.
در مجموع، این پژوهش نشان میدهد برنامه «اشاره» بهعنوان یک تجربه رسانهای تعاملی در شرایط بحران، توانسته است بستری مؤثر برای شنیدن صدای نوجوانان، تخلیه هیجانی، طرح پرسشهای آنها و تقویت احساس دیدهشدن مخاطب فراهم کند. یافتههای این پژوهش میتواند بهعنوان مبنایی برای تقویت راهبردهای رسانه ملی در تولید برنامههای مسئلهمحور، تربیتی و تعاملی در دوران بحران و پسابحران مورد استفاده قرار گیرد.



