نشست «نقد و بررسی کتاب روانشناسی و آموزش مذهبی» توسط اندیشکده امید و با همکاری دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران با موضوع بررسی روانشناسی تحولی و آموزش مذهبی به کودکان خردسال همزمان با رونمایی از این کتاب، دوشنبه ۲۴ آذرماه 1404 در دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران برگزار شد.
در این نشست، «دکتر رضا پورحسین» رئیس دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، «دکتر نرگس سادات سجادیه» و «دکتر عباس جواهری» از عضای هیات علمی دانشگاه تهران حضور داشتند.
بازاندیشی در آموزش مفاهیم دینی به کودکان
در ابتدای این نشست، دکتر رضا پورحسین با تمرکز بر مبانی نظری آموزش دینی کودکان، به بازخوانی انتقادی دیدگاههای کلاسیک در این حوزه پرداخت. وی با اشاره به تجربه چندینساله خود در تدریس روانشناسی تحولی در مقاطع تحصیلات تکمیلی، گفت: در ادبیات کلاسیک این حوزه، بهویژه در نظریههای منتسب به ژان پیاژه، این فرض وجود دارد که کودک پیش از رسیدن به مرحله تفکر انتزاعی، توانایی درک مفاهیم پیچیدهای همچون خدا، مرگ و امر قدسی را ندارد. این دیدگاه سالها مبنای آموزش روانشناسی رشد بوده است، اما پژوهشهای بعدی، حتی در درون سنت پیاژهای، این تلقی را با چالش جدی مواجه کردهاند.
دکتر پورحسین با اشاره به پژوهشهایی که نشان دادهاند مفهوم «بقای عدد» میتواند در چهارسالگی نیز شکل بگیرد، تأکید کرد: بسیاری از فروض کلاسیک درباره زمانبندی رشد شناختی کودکان نیازمند بازنگریاند. در پژوهشی که خودم روی ۲۴۰ کودک در تهران انجام دادم، موارد متعددی مشاهده شد که کودک مفهوم عدد را درک میکرد، بدون آنکه توانایی طبقهبندی را داشته باشد؛ این یافته بهروشنی نشان میدهد که رابطهای که پیاژه میان این دو برقرار میکرد، یک ضرورت نیست.
دکتر پورحسین به موضوع آموزش مفاهیم دینی پرداخت و گفت: بر اساس برخی نظریهها، آموزش این مفاهیم باید تا رسیدن کودک به تفکر انتزاعی به تعویق بیفتد؛ اما این دیدگاه نیازمند بازاندیشی جدی است. کودکان از همان سالهای ابتدایی زندگی، واژه «خدا» را در محیط خانوادگی و اجتماعی میشنوند و با آن زیست میکنند. آموزش دینی، اگر با زبانی غیرانتزاعی، متناسب با درک کودک و از طریق تجربه، روایت و نماد صورت گیرد، نهتنها آسیبزا نیست، بلکه با ساختار شناختی کودک همخوانی دارد.

آموزش مفهومی یا تجربه زیسته ایمان
در ادامه این نشست، دکتر نرگس سادات سجادیه با اشاره به اینکه بسیاری از نظریهپردازان کلاسیک، امکان درک مفاهیم دینی را منوط به رسیدن کودک به مرحله تفکر انتزاعی میدانند، بیان داشت: این دیدگاهها نیازمند بازنگری جدیاند. این نظریهها هرچند تلاش کردهاند فرآیند تحول دینی را مرحلهبندی کنند، اما همچنان دین را امری میدانند که در کودکی امکان فهم عمیق آن وجود ندارد. این نگاه سبب شده است که آموزش دینی در سالهای اولیه زندگی یا به تعویق بیفتد یا به سطحی از رفتارهای نمادین و غیرمفهومی تقلیل یابد. کودکان حتی در سنین پایین، توانایی درک مفاهیم بنیادینی چون «دانایی»، «توانایی» و «خیرخواهی» خداوند را دارند و میتوانند میان خدا و انسان تمایز قائل شوند؛ هرچند این درک الزاماً به معنای استدلال فلسفی نیست.
وی در ادامه به بُعد چالشی این کتاب اشاره کرد و گفت: همانگونه که میتوان مفاهیم الهی را آموزش داد، امکان گرایش به خوانشهای خداناباورانه نیز در همان بستر وجود دارد. کودکان واجد نوعی درک شهودی و پیشازبانی از امر متعالی هستند؛ درکی که ریشه در تجربه زیسته و احساس وابستگی وجودی آنان دارد.
دکتر سجادیه در پایان با استناد به آموزههای قرآنی و یافتههای روانشناختی، بر ضرورت حرکت از رویکرد صرفاً مفهومی، رویکرد وجودی در تربیت دینی تأکید کرد و گفت: تربیت دینی نه با تحمیل مفاهیم انتزاعی، بلکه با فهم تجربه زیسته کودک و تفسیر تربیتی آن معنا پیدا میکند.
نقش رشد شناختی و دلبستگی در تربیت دینی کودک
دکتر عباس جواهری، با اشاره به دیدگاههای مطرحشده در این کتاب بیان داشت: فهم مفاهیم دینی بدون توجه به سیر رشد شناختی، هیجانی و وجودی کودک ممکن نیست. نگاه رشدی صرفاً ناظر به توانایی شناختی نیست، بلکه ابعاد عاطفی، هیجانی، اخلاقی و وجودی را نیز دربرمیگیرد. این خطای رایج که کودک «نمیفهمد» و باید آموزش دینی را به تعویق انداخت، ریشه در برداشتهای تقلیلگرایانه از رشد دارد. کودکان در سنین پایین نیز ظرفیت مواجهه با مفاهیم دینی را دارند، به شرط آنکه زبان انتقال متناسب با سطح رشد آنان انتخاب شود و آموزش از سطح انتزاعی به سطح تجربه زیسته و شهودی منتقل گردد.
دکترجواهری در بخش دیگر از این نشست، با تمرکز بر پیوند میان تجربههای روانشناختی، دلبستگی و شکلگیری تصویر کودک از خدا، خاطرنشان کرد: تجربههای عاطفی کودک در خانواده و مدرسه، نقش مستقیمی در شکلگیری فهم دینی او دارد. رابطه کودک با والدین و مراقبان اولیه، الگوی رابطه او با امر متعالی را میسازد؛ بهگونهای که احساس امنیت یا ناایمنی، میتواند به تجربهای مثبت یا تهدیدآمیز از خداوند منجر شود. تربیت دینی صرفاً در آموزش مفاهیم خلاصه نمیشود، بلکه در کیفیت رابطه، توجه، همدلی و پاسخگویی عاطفی والدین و مربیان ریشه دارد.
دکتر جواهری با اشاره به پرسشهای وجودی کودکان درباره مرگ، رنج و خدا، افزود: سکوت در برابر این پرسشها یا حذف آنها به بهانه ناتوانی شناختی کودک، خطایی جدی است. اگر تربیت دینی با رویکردی رشدی، انسانی و صادقانه دنبال شود، میتواند به شکلگیری تجربهای اصیل و سالم از ایمان در کودک منجر شود.

در پایان این نشست، رونمایی از این کتاب به عمل آمد. کتاب حاضر به پیشنهاد و حمایت اندیشکده امید و توسط نشر ترجمان، ترجمه و منتشر شده است. این کتاب، مطالعه بین رشتهای میان روانشناسی تحولی و تعلیموتربیت دینی است. منبعی ارزشمند برای پژوهشگران، معلمان، روانشناسان و والدینی که دغدغه مطالعه آموزش مذهبی برای خردسالان دارند.



