محمد نصراوی؛ نویسنده و پژوهشگر حوزه هویت ملی
پویانمایی «بچه زرنگ» یک از آثار برجسته تولیدشده برای کودکان و نوجوانان بود. «بچه زرنگ»، گرچه بهصراحت مفهوم «امام» را نمایش نمیدهد اما زمینهای از مطرح شدن این مفهوم بنیادین در ناخودآگاه جمعی انسان ایرانی برای تفسیر مفاهیم معنوی در آثاری اینچنینی را ارائه میدهد. داستان سعی کرده که منطقی گفتوگویی در فرآیند فرهنگی الهامگرفته از شیوه زندگی ایرانی-اسلامی را در بافت روایت خود پیریزی کند. داستان درباره کودکی است که در دنیایی خیالی به دنبال انجام کارهای خارقالعاده قهرمانانه است و با نیروهای اهریمنی که تهدیدی برای طبیعت و حیوانات ایجاد کردهاند، مبارزه میکند.
هسته اصلی داستان که شامل دفاع از جنگل و ساکنان آن در برابر شکارچیان حریص است، مضمونهایی را که نمادی از آموزههای ایرانی و اسلامی هستند، آشکار میکند – همکاری، احسان به حیوانات، اتکا به تواناییهای فردی و اعتماد به هدایت الهی. این مضامین نهتنها بازتابی از یک نظام اخلاقی است، بلکه حسی از بازاندیشی مفهوم معنوی موجود در عنصر فرهنگی، دینی، و اجتماعی «امام» در زیستبوم فرهنگ ایرانی و ناخودآگاه ایرانی را بیدار میکند.
با این حال، بهجز پایانبندی ما هیچ اشاره مستقیم به مفهوم «امام» به مثابه عنصری فرهنگساز در داستان نمیبینیم. داستان، در حالی که پر از زیربناهای اخلاقی و فرهنگی است، از ورود به جزئیات الهیاتی و عرفانی شیعی خودداری میکند؛ بنابراین، واژه «امام» یا نمایش مستقیم آن بهصراحت در فرآیند داستانی «بچه زرنگ» توضیح داده نمیشود. این نوشته در پی طرح این پرسش است که چگونه میتوان با بهرهگیری از عناصر و مفاهیم عرفانی و الهیاتی، ژنتیک و ساختار زیستی روایت داستانی را سامان داد؟ نگارنده این سطور بر این باور است که تا زمانی که نتوانیم روایتی با چنین مختصاتی بیافرینیم، قادر به طرح تخیل و رویای ایرانی نیستیم.
«بچه زرنگ» یک بافت داستانی مملو از نکات اخلاقی و اصول فرهنگی اما با روایتی غیرایرانی، ارائه میدهد که با شیوه زندگی ایرانی-اسلامی هماهنگ است. این نوشته در پی برجسته کردن مسالهای است که ریشه در روابط پیچیده بین فرهنگ، اخلاق و دین در جامعههای معاصر دارد و همچنین به تفهیم عمیقتر ما از چگونگی ارتباط پویانمایی با مفاهیم دینی کمک میکند.
در بررسی عمیقتر انیمیشن «بچه زرنگ»، میتوان یافت که اگرچه مفهوم «امام» بهطور مستقیم نمایش داده نشده، اما میتوان در تفکر و اندیشه شیعی که در آن امام به مثابه آرمانشهر شناخته میشود، بازتابی از مفاهیم ارائهشده در این پویانمایی یافت. این تعریف سطحی را بایستی کنار گذاشت که پیروان امام که به معنی رهرو و شیعه بوده، به دنبال زندگی بهتر و آرمانیتر هستند و به همین جهت، امام را الگو و سرمشق خود میدانند. امام در زیست روابط و معنای زندگی در اندیشه شیعی جریان دارد. اگر این گزاره را بپذیریم که امام منشأ تمامی نیکیهاست، شاید بر این مبنا بتوان معنی دیگر در ساختار روایت داستان ساخت و پردازش کرد. در این بافت، برساخت مفهوم قهرمان در منظومه امام میتوانست شکل بگیرد و بر همین اساس، ساختار روایتی متفاوت با کلیشههای دینی پرداخت؛ برای مثال، جنگل و طبیعت را میتوان در ساختار روایت جلوهای از وجود امام دانست و قهرمان بر این اساس، رابطهای متفاوت با این عناصر برقرار میکرد؛ البته گفتنی است که تولید چنان الگوی روایتی به غور و تحقیق فراوان نیاز دارد اما خب با توجه به ظرفیتهای الهی و عرفانی شیعی و امکان روایت و داستانپردازی، شاید بتوان در کنار پیشرفت در ابعاد فنی پویانمایی اقدام به تاسیس الگویی داستانی، برآمده از منظومه اندیشگانی شیعی کرد؛ الگویی که معنایی متفاوت را با فرمی مدرن به مخاطب القا کند.

با این حال، انیمیشن با نمایش داستانی که در آن کودکی به دنبال مقابله با نیروهای شر و دفاع از جنگل و حیوانات آن است، میتواند تصویری از جستجوی انسان برای رسیدن به اتوپیا و زندگی آرمانی ارائه دهد. این جستجو میتواند با مفهوم اتوپیا در فکر شیعی مطابقت داشته باشد؛ چیزی که خود آرمانشهر است.
همچنین در محیطهای مذهبی مانند مسجد و حسینیه، کنشهای انجامشده مانند عزاداری و سینهزنی، که به مثابه یک «اتوپیک» یا کنشی مرتبط با اتوپیا مطرح میشود، معنا و مفهوم خاصی را دارد و در واقع بهعنوان یک مفهوم پدیدارشناسی منجر به تغییر در حال و هوای فرد عزادار میشود. این مفهوم میتواند با داستان انیمیشن و کنشهای قهرمان آن مطابقت داشته باشد. یعنی کنشها در مسیر معناسازی مفهوم امام صورت بگیرد و این کنشها به این واسطه معنا پیدا کنند.
در نهایت، براساس آنچه اشاره شده، اتوپیا یک مفهوم نسبی است و انسان همیشه به دنبال رسیدن به نقطهای متعالیتر است. همانطور که در زیارتها و بازدید از اماکن مقدس نیز انسان با قصد و نیتی متفاوت و کمالگراتری حضور دارد. این مفهوم نیز میتواند در انیمیشن «بچه زرنگ» بازتاب پیدا کرده و نشاندهنده جستجوی انسان برای رسیدن به اتوپیا و زندگی آرمانی باشد.
مفهوم «امام» در اندیشه شیعه یک موقعیت مرکزی دارد و نمایانگر رهبری معنوی، اجتماعی و اخلاقی در میان جامعه است.
امام به معنای گسترده، به عنوان رهبر جامعه، راهنمای اخلاقی و شخصیتی معرفی میشود که عملها و آموزههای او تنها یک نقشه راه برای دستیابی به وضعیتی بالاتر از لحاظ اخلاقی و معنوی ارائه میدهد، بلکه خود فرایندی است که به کنشهای قهرمان معنا میبخشد.
رویای اجتماعی برای افراد ایرانی، بر اساس بحث ارائهشده، میتواند در تلاش برای ساختن معنایی متفاوت با محوریت مفهوم امام فهمیده شود. واکاوی در این مفهوم چارچوبی را برای تصور یک جامعه بهتر فراهم میآورد که در آن افراد به دنبال تعالی اخلاقی، عدالت اجتماعی و درک عمیقتری از ایمانشان و کاربرد آن در زندگی روزمره هستند.
علاوه بر این، مشارکت اجتماعی و آیینهای مرتبط، حس همبستگی اجتماعی، ارزشهای مشترک و آرمانهای جمعی برای دستیابی به یک اتوپیا اجتماعی را تقویت میکند؛ بنابراین، مفهوم امام در اندیشه شیعی بهعنوان یک مفهوم بنیادین در ساخت یک رویای اجتماعی برای انسان ایرانی عمل میکند.



