دومین پیشنشست همایش ملی «حقوق کودک و نوجوان در آثار هنری و ادبی» با موضوع «حق کودکان و نوجوانان بر آموزش ادبیات و هنر؛ از جنبههای هنرمندانه تا جرمشناسانه» با حضور دکتر مهدی صبوری؛ عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی، خانم بهاره بیات؛ پژوهشگر دکتری حقوق عمومی دانشگاه شهید بهشتی و دکتر زینب باقرینژاد؛ عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی به همت فرهنگستان هنر و اندیشکده امید برگزار گردید.
سخنران: دکتر مهدی صبوری (عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی)
موضوع: نقش هنر در پیشگیری از بزهکاری اطفال و نوجوانان
محورهای سخنرانی:
- اختلالات روان شناختی و ارتقای سلامت روانی عامل پیشگیری از بزهکاری کودکان و نوجوانان
- رویکرد هنر درمانی و استفاده از خلاقیت هنری عامل درمان اختلالات روان شناختی و پیشگیری از بزهکاری و راهکار رشد و ارتقای سلامت جسمانی روانی و هیجانی کودکان و نوجوانان
- کارکردهای هنر درمانی در ارتقای سلامت روان با ایجاد بستر مناسب برای انتقال پیامهای پیشگیرانه
- ارائه پیامهای پیشگیرانه همراه با خلاقیت هنری عامل ایجاد همدلی و همراهی مضاعف در مخاطبان
- هنر درمانی عامل بیان و پردازش تجربیات توسعه مهارت در برقراری ارتباط مثبت با دیگران بهبود وضعیت عاطفی و ارتقاء تطابق و سازش پذیری با محیط
متن سخنرانی:
زمانی که به این نشست اختصاص دادید امیدوارم که در واقع نشست مفیدی باشه و بتونیم مطالب قابل استفاده ای رو برای شما عزیزان ارائه بکنیم قبل از ورود در ماهیت بحث مایلم تشکر بکنم از اهتمامی که به برگزاری این نشست شده توسط فرهنگستان موضوعی رو مد نظر قرار دادند در پیوند بین حقوق و هنر که دو جنبه اساسی و در واقع اجتناب ناپذیر زیست فردی و اجتماعی انسان هستند خصوصا که این حوزه ها کمتر مورد توجه قرار گرفته علی رغم اینکه خیلی خیلی جای کار هست توی این زمینه ولی بحث هایی که در تعامل بین حقوق و هنر هست شاید مث خیلی محدود در سطح کپی رایت آثار هنری مثال در این حد دیده شده اما ابعاد پیچیده تر دقیق تر عمیق تر موضوع از جمله مث تاثیری که می تونه در حوزه حقوق کیفری داشته باشه در حوزه جرم شناسی داشته باشه پیشگیری داشته باشه این حوزه ها کمتر مورد توجه قرار گرفتند من خودم وقتی راجع به این موضوع می خواستم در واقع کار بکنم یه مقدار که سرچ می کردم برام عجیب بود که یک چین موضوعی علی القاعده می بایست خیلی ادبیات پژوهشی در موردش وجود داشت تعامل بین حقوق کیفری و هنر ولی دیدم که نه برخلاف تصور اولیه من کار نشده نشون میده که در این زمینه جای کار زیاده امیدوارم که این پیش نشست این پیش همایش و حالا همایشی که در ادامه برگزار میشه یک بابی باشه برای افزایش این همکاری ها و طبعا در واقع تکثیر منافع و برکات این گونه نشست ها در محیط های آکادمیک یک روزی اگر به من می گفتن که در یک نشستی صحبت در واقع حضور خواهی داشت که در مورد تحلیل حقوقی مدرسه موش هاش صحبت می شه حتما شاخ در می آوردم ولی الان این اتفاق افتاده امیدوارم که تحلیل حقوقی هادی هدی و پسر شجاع و این ها در ادامه داشته باشی خب من با توجه به اینکه یه مقدار هم از زمان عقب هستیم عرایض خودم رو آغاز می کنم با عنوان نقش هنر در پیشگیری از بزهکاری اطفال و نوجوانان فقط یک تغییر در روند ارائه مطالب صورت گرفته با توجه به مضیقه زمانی که خانم عرب دارند بعد از عرایض بنده فرمایشات ایشون رو خواهیم داشت به عنوان نقش رسانه در آموزش حقوق کودکان و نوجوانان و پس در خدمت خانم دکتر باقری نژاد هستیم با بحث راجع به حق کودکان و نوجوانان بر آموزش در به طور موردی در نمایش عروسکی مدرسه موش ها بنده عرایضم رو در واقع یکی دو تا مقدمه جزئی آغاز می کنم و بعد میم سراغ اصل مطلب محور اصلی و همون طور که ملاحظه می فرمایید نقش هنر در پیشگیری از بزهکاری اطفال و نوجوانان تاکید هست بر هنردرمانی از یک منظر و انتقال پیام های پیشگیرانه با به کارگیری ابزار هنری مدیوم هنری که در این قسمت دوم یک مطالعه موردی انجام دادم راجع به یک شخصیت کارتونی و عروسکی به اسم مک گراف که دهه هاست در ایالات متحده کارکرد پیشگیرانه داره و ازش استفاده شده در انتقال پیام های پیشگیرانه که حالا خواهیم پرداخت که ابعاد موضوع چگونه است به عنوان مقدمه اول مایلم به یک مقدار راجع به دوگانه کیفر و پیشگیری از جرم صحبت بکنم در علوم جنایی به طور کلی این بحث وجود داره که بالاخره این منابع محدود نظام عدالت کیفری بهتر آن است که صرف پیشگیری از جرم بشود یا صرف توسعه نظام مجازات ها تشدید مجازات ها این بحث برخلاف اون چیزی که تصور میشه بحث خاتمه یافته ای نیست که ما بگیم امروزه نتیجه گیری نهایی صورت گرفته که بله پیشگیری اولویت داره یا کیفر دهی اولویت داره اما ظاهرا این طور در واقع از ادبیات بر میاد که کارکرد تدابیر پیشگیرانه موثق تر بوده هم به لحاظ کارآمدی و هم به لحاظ صرفه اقتصادی یعنی تدابیر پیشگیرانه او می تونن به هدف برسند یعنی ما رو به کاهش نرخ جرم برسونن ثانی در مقایسه با تدابیر رقیب یعنی افزایش مجازات ها به صرفه تر هستند به ازای هر واحد پولی که ما اختصاص می دیم به تدابیر پیشگیرانه بازگشتش از حیث کاهش هزینه های جرم بیش از آن چیزی است که در زمینه اجرای مجازات اتفاق می افته بنابراین ادبیات پیشگیری ادبیاتی است که دست بالا رو داره و در این حوزه یعنی پیشگیری اهتمام اصلی به پیشگیری از بزهکاری اطفال و نوجوانان چون تحقیقات نشون میده که کارآمدی و اثرگذاری تدابیر در سنین بالا خیلی خیلی کم می شه یعنی کسی که نوزده سالش شده بیست سالش شده یا حالا سنین بالاتر و دیگه به طریق اولی خیلی فایده ای نداره در موردش اعمال اقدامات پیشگیرانه اگر قراره اتفاقی بیفته جمعیت هدف مناسب جمعیت کودکان و نوجوانان هستند که اولین نشونه های جامعه ستیزی و نشونه های در معرض خطر رو دارن بروز مید این ها اگر موضوع تدابیر پیشگیرانه قرار بگیرن بهترین کارآمدی و بهترین بازدهی رو خواهیم داشت این جمعیت جمعیتی هستند که اولویت دارن انقدر اولویت دارن که بعضی نویسندگان معتقدند که اساس هزینه کردن برای پیشگیری از بزهکاری بزرگسالان هزینه کردن بی فایده است در زمینه پیشگیری سه رویکرد اصلی وجود داره یک رویکرد رویکرد زیست شناختی یعنی اینکه آدما به دلیل ویژگی های زیستی شون مرتکب جرم میشن مثل به دلیل اوصاف ژنتیک شون به دلیل آسیب های مغزی که بهشون وارد شده خب این موضوع بحث ما نیست رویکرد دوم رویکرد جامعه شناختی است انسان ها در تعامل با همدیگه بزهکاری رو یاد می گیرن رفتار مجرمانه رو یاد می گیرند به عنوان یک رفتار همان طور که سایر رفتارهای اجتماعی رویکرد سوم که موضوع بحث بیشتر ما در این جلسه خواهد بود او رویکرد روان شناختی است انسان ها به دلیل اختلالات روانی است که مرتکب جرم می شوند و لیست اختلالات روانی هم بسیار بسیار گسترده است اختلالات روانی که پیوندشون با ارتکاب جرم مستند سازی شده یعنی از بحث نظری فراتر رفته بله ما به عنوان یک ایده کلی تو ذهنمون هست که مث یه آدمی که پرخاشگر احتمال مرتکب جرم هم میشه ولی تصور اولیه مستند سازی شده با تحقیقات و پژوهش های فراوان بنابراین ما می تونیم امروزه به عنوان یک فکت ازش صحبت بکنیم که مث خودپنداره منفی که این جا مطرح شده ارتباط تجربی داره با ارتکاب جرم یا ضعف اعتماد به نفس به همین ترتیب من یه توضیح مختصری هم راجع به هر کدوم از این محورها بدم چون بعد بهشون ارجاع خواهم داد منظور از خود پنداری منفی انسان بر اساس تصوری که از خودش داره رفتار می کنه سل کانسپت ما اون چیزی که ما فکر می کنیم راجع به خودمون همون جور رفتار می کنیم اگر انسان تصور منفی نسبت به خودش داشته باشه بنابراین کاندیدای مناسبی برای نقض هنجارها و از جمله ارتکاب جرم که خب این خودش ویژگی روانی افراد بزهکار دوم ضعف اعتماد به نفس که فرد احساس بکنه که توانایی و کفایت لازم رو برای حل مشکلاتش داری یعنی اعتماد به نفس خوبی داره و پژوهش ها نشون میده که انسان هایی که این گونه تصور نسبت به خودشون ندارند احتمال اینکه به ساز و کارهای مجرمانه رو بیارن برای اینکه اون خلا اعتماد به نفس رو پر بکنند این دوباره باز احتمالش زیاده یا ضعف عزت نفس اینکه شخص خودش رو موجود ارزشمندی بدونه انسان ارزشمندی بدونه این خودش یک مانع یک عامل بازدارنده است به همین دلیل که ضعف عزت نفس یک عامل جرم ز است این فرد به دلیل داشتن این اختلال در وضعیت روانی خودش کاندیدای مناسبی برای ارتکاب جرم یا مث نقص مهارت های ارتباطی هر اندازه که شخص توانمندتر باشه در برقراری ارتباط با دیگران این شخص مدنظر ما طب فردی است در سنین کودکی و نوجوانی دامنه ارتباطات که گسترده تر بشه هر کدوم اینا مثل یک مانعی عمل می کنند در برابر ارتفاع به جرم نظریه پیوندهای اجتماعی می گه که هر اندازه پیوندهای اجتماعی ما قوی تر باشه وابستگی مون تعهدمون باورمون بیشتر باشه این به عنوان یک عامل بازدارنده از جرم عمل می کنه و نهایت اختلال سلوک یک مجموعه ای از اختلالات دیگر که ویژگی مشترک آن بی اعتنایی به حقوق دیگران کودک یا نوجوانی که اختلال سلوک داره رفتارهای مختلفی رو در این قالب نشون میده دزدی می کنه اموال دیگران رو تخریب می کنه حیوانات رو آزار میده کودکان هم سن و سالش رو آزار می ده معلم مدرسه رو آزار میده و خب باز دوباره در مورد اختلال سلوک و پیوندش با یک اختلال جدی تر در دوران بزرگسالی یعنی اختلال شخصیت ضداجتماعی و پیوند این دومی یعنی اختلال شخصیت ضد اجتماعی با ارتکاب جرم بسیار بسیار مستندات قوی وجود دارد خلاصه عرایض بنده تا این جای که پس یک رویکرد رویکرد روان شناختی است و در ذیل این رویکرد روان شناختی ما مجموعه ای از عوامل جرم زای روانی رو می بینیم حالا سوال اینه که هنر چه کمکی می تونه به ما بکنه در رابطه با پیشگیری از بزهکاری و مشخص بزهکاری اطفال و نوجوانان چند تا کارکرد اصلی هنر رو بنده این لیست کردم که یک توضیح مختصری راجع به هر کدامشون می د و دوتاش رو که انتخاب کردم در ادامه بیشتر راجع بهش بحث خواهم کرد اولین کارکرد هنر در زمینه پیشگیری از بزهکاری و خصوصا بزهکاری اطفال و نوجوانان افزایش مشارکت اجتماعی است برنامه های هنری می تونن یک بستری فراهم بکنند که اون جامعه محلی اون محله اون گروه یک در واقع بستر سالمی برای مشارکت اعضاش پیش بیاد یعنی یک برنامه تعریف می شه یک برنامه هنری تعریف می شه در سطح یک محله ذی نفعان مختلف از پلیس و دستگاه های انتظامی و بهزیستی و مردم محله میان در کنار هم قرار می گیرند و یک برنامه هنری رو حالا مث فرض بکنیم یک برنامه قصه گویی برنامه موسیقی رو انجام مید این مشارکت اجتماعی خودش کار کرده پیشگیرانه در افزایش مشارکت اجتماعی هویت میده به اون محله کارکرد دوم کاهش جرم از طریق زیبایی شناخت زیبایی شناسیه نظریه های مختلف جرم شناسی مشخص نظریه پنجره های شکست به ما می گه که اون محله هایی که رها شده هستن به حال خودشون جرم رو دارن دعوت می کنند پیام مید که من جای مناسبی هستم برای ارتکاب جرم شما به همین دلیل که یکی از ملاحظات دستگاه های پیشگیری از جرم اینه که این آثار رها شدگی رو پاک بکنند از سطح شهر فرض بکنید یک دیوار مخروبه رها شده یک دیوار گرافیتی داره روش یه پیام نامناسبی روش نوشتن و رها کردن اگر اون گرافیتی بیاد جایگزین بشه با یک نقاشی دیواری مناسب خود این کارکرد پیشگیرانه داره چون نشون میده که یک افرادی هستن که اهتمام دارند نسبت به وضعیت اون محله و اون دیوار رو اون منطقه این جا هنر باز دوباره می تونه کارکرد داشته باشه کارکرد سوم آموزش و آگاهی بخشی آموزش هنری به اطفال نوجوانان در مورد عواقب جرم که حالا این یکی از مواردی است که در ادامه بیشتر بهش پرداخت خواهیم پرداخت اهمیت انتخاب های مثبت آثار انتخاب های منفی که کودک و نوجوان می تونه داشته باشه فضا رفتن به سمت مصرف مواد مخدر چه آثار منفی می تونه داشته باشه مدیوم هنر خیلی می تونه کمک بکنه به عینی سازی این گونه وضعیت ها به کودک یا نوجوان در مورد اینکه چه اثری می تونه ارتکاب جرم از زندگی داشته باشه اطلاع رسانی بکنه همین طور در مورد اقدامات پیشگیرانه که اون ها هم چگونه باید انجام بشن بستر هنری بستری است که کمک می کنه به افزایش اثربخشی این پیام هایی که منتقل می شه کارکردی ارزش چهارم کارکرد درمانی هنره هنر می تونه در واقع به درمان اون اختلالات روانی که ازش صحبت کردم چه در ساختار بالینی و چه به طور کلی افزایش در واقع بهداشت روانی سلامت روانی جامعه کمک بکنه کاهش تنش های اجتماعی در واقع افزایش اعتماد به نفس افرادی که دخیل در اون فعالیت هستن باز دوباره یکی دیگه از کارکردهایی است که هنر می تونه در زمینه پیشگیری از جرم داشته باشه و نهایت هم کارکرد پنجمی که جز کارکردهای هنر در زمینه پیشگیری از جرم مهم بیان فرهنگی ابزار هنری می تونه بستری فراهم بکنه برای اینکه گفت وگویی شکل بگیره راجع به اون نابرابری ها و وضعیت نامطلوبی که خودشون جرم زا هست یعنی اون گروه کمتر برخوردار به جای اینکه بره تو خیابون بزنه شیشه خونه مردم شیشه ساختمون دولتی رو بشکن می تونه با بیان فرهنگی اون مشکل خودش رو در قالب هنری بیان بکنه و حالا این رو به اطلاع بقیه برسونه که مث من در فلان نقطه از کشور با فلان محرومیت مواجه به جای اینکه بیام تو خیابون و نظم عمومی رو بهم بزنم مثل در قالب یک فیلم داستانی این مشکل رو این بیان فرهنگی رو داره این ها مجموعه ای در واقع به طور خیلی خیلی خلاصه مجموعه ای از کارکردهای هنر در زمینه پیشگیری از جرم دوتاش رو من بیشتر بهش می پردازم یکی هنر در هنر درمانی یعنی ارزش درمانی اقدامات هنری تدابیر هنری و دومیش هم در واقع کارکرد پیام رسان ابتدا هنردرمانی هنردرمانی منظور اون فرایند خلاق به کار رفت در بیان حال و وضعیت فرد از طریق هنر این به فرد کمک می کنه که تعارضات و مشکلات خودش رو در یک قالب سازنده در یک قالب مورد پذیرش اجتماعی بیان بکنه و احتمال دیگه سراغ تدابیر مجرمانه نقض هنجارها به اون ترتیب نره طبعا در این جا منظور اون جلوه های نبوغ آمیزه هنر نیست به این معنا نیست که یک کودک یا نوجوان در معرض خطر بیاد یک تابلوی هنری خیلی ارزشمندی رو خلق بکنه نه منظورم اینه که یک بستری فراهم بشه که او بتونه او کارکرد بیانی خودش رو داشته باشه داخل پرانتز تکرار کلمه بیانی شاید یه مقدار نیاز به توضیح داشته باشه ما دو جور جرم داریم یک دسته جرایم جرائم ابزاری هستند یه کسی میره یک اتومبیل سرقت می کنه که یه پولی به دست بیاره جرایم اطفال و نوجوانان از این دسته نوع از این دسته نیست بلکه به دسته دومی تعلق دارند که اصطلاح جرائم بیانی اکسپرس گفته میشه یعنی اینکه در این گونه جرایم خودمون رفتار برای بزهکار موضوعیت داره میره می زنه تو گوش یه آدمی چون از اون آدم احساس نفرت داره میره یک احساس خشم خودش رو میره در قالب شکستن تخریب اموال عمومی نشون میده جرائم اطفال و نوجوانان این گونه بیانی هستند هنر این امکان را فراهم می کنه و هنر درمانی بستری فراهم می کنه برایش که بیاد اون احساسات احساسات اون تعارض ها اون خوش احساس پرخاشگری خودش رو در یک قالب قالب هنری بیان بکنه نه که برود و مرتکب جرم بشود هنردرمانی یک چین بستری فراهم می کنه این کارکرد بیانی است که توی بند چهارم این اسلاید هم ملاحظه می فرمایید هنر درمانی بیانی یا بیانگر خیلی در مورد اطفال و نوجوانان مطرحه اون ها می تونن از این در این قالب خودشون رو هم بیان بکنند و هم که از در واقع آسیب های دیگر فرض بفرمایید یک ارتقا پیدا می کنین کودک یا نوجوان در حوزه اون فعالیت هنری که انجام میده مثل یک نقاشیش در طول زمانی که تو فرایند قرار گرفته بهتر می شه این به افزایش اون اعتماد به نفسش کمک می کنه عزت نفسش رو بالا می بره کار گروهی رو به او یاد میده چه بسا در بعضی از مواردی که هنر درمانی مورد پژوهش قرار گرفته فعالیت هنری گروهی تعریف شده بین یک سری از اطفال و نوجوانان این کار گروهی امکان در واقع تعامل با دیگران را افزایش می ده و خود این هم یکی دیگه از کارکردهای پیشگیرانه هنر درمانیه من خیلی خلاصه راجع به اثربخشی هنر درمانی هم صحبت بکنم این موضوع در حد تئوری باقی نمونده هم در سطح جهانی و خوشبختانه خوشبختانه در سطح داخلی هم پژوهش هایی در مورد کارآمدی هنردرمانی صورت گرفته یک مورد بین المللی شو رو عرض می کنم و یک مورد داخلیش رو که خیلی وقت رو نگیرم یک فرا تحلیلی در سال دو هزار و بیست انجام گرفته تحقیقاتی در کشورهای مختلف راجع به هنر درمانی در زمینه پیشگیری از بزهکاری در راستای درمان اختلالات روانی در چند تا کشور آمریکا بریتانیا کانادا کره جنوبی و عربستان نشون داده که در تمامی موارد کودکان شرکت کننده در برنامه هنر درمانی بهبودهای قابل توجهی از حیث عزت نفس اعتماد به نفس ارتباط تاب آوری کاهش اضطراب پرخاشگری و همین طور افسردگی داشتند در داخل کشور هم یکی از پژوهش ها رو من عرض بکنم به عنوان نمونه در مورد صد و بیست نفر از کودکان کار انجام شده کودکان کار از جمله گروه های در معرض خطر بزهکاری هستند شانس بزهکاری شون در مقایسه با کودکان عادی خیلی بیشتره اینا رو دو گروه کرده بودن گروه شصت نفر یه گروه آزمایش رو طی ده جلسه یک ساعته تحت هنر درمانی با نقاشی قرار داده بودند که باز دوباره این جا هم بعد از طی این دوران مشخص شد که با تست هایی که ازشون گرفته بودن احساس ارزشمندی شون افزایش پیدا کرده عزت نفسشون بهبود پیدا کرده تعلق به گروه در اون ها تقویت شده و خلاصه بیلان عملکرد خوبی داره هنر درمانی در زمینه درمان اختلالات روانی که خود اون ها زمینه ساز ارتکاب جرم هست خیلی خلاصه من به محور دوم عرایضم هم بپردازم نقش دیگر هنر این بود که می تونه پیام پیشگیرانه رو خیلی بهتر به جامعه هدف منتقل بکنه پیشگیری ابدا یک کارکرد صرف دولتی نیست دولت ها به تنهایی از عهده کار پیشگیری بر نمی آیند بلکه پیشگیری اقدام چند وجهی و چند بعدی و چند نهادی است باید مردم جامعه را هم درگیر کرد در این قسمت یعنی انتقال پیام پیشگیرانه و برانگیختن حساسیت مردم نسبت به موضوعات پیشگیرانه این جا خیلی هنر می تونه کمک بکنه به طور موردی من به این شخصیت کارتونی عروسکی مک گراف پرداختم یک سنگی است کارتونی که در اواخر دهه هزار و نهصد و هفتاد سال هزار و نهصد و هفتاد و نه در آمریکا خلقش کردند و از اون درست پیشگیری از بزهکاری مشخص بزهکاری اطفال و نوجوانان استفاده کردم و اون قدر موفق بوده که همچنان هم استفاده می شه ازش و بسیار بسیار مورد توجه در جامعه آمریکایی ملاحظه می فرمایید مث مامان پلیس برای اینکه بتونن ارتباط برقرار کنند با کودکانی که مخاطب این پیام ها هستن یه کسی رو با لباسی شبیه لباس مک گراف همراه خودشون کردن به انتقال این پیام ها کمک می کنه و چند نسل از آدما رو از سال هزار و نهصد و هفت و نه تا به حال همراه خودش کرده و این پیام های پیشگیرانه بهشون منتقل کرده از پیشگیری از سرقت شروع شد بعد پیشگیری از سو مصرف مواد مخدر اخی وارد بحث پیشگیری از خرید کالای تقلبی شده میاد پیام میده به بچه ها بی پیشگیری از خرید قرص فن تالین که یک نوع مخدر و روانگردان هست که آنلاین خیلی فروخته میشه خطراتش رو میاد میگه یا بولینگ آزار کودکان در مدرسه از بچه ها همدیگه رو تو مدرسه اذیت می کنند.
سخنران: بهاره بیات (پژوهشگر دکتری حقوق عمومی دانشگاه شهید بهشتی)
موضوع: نقش رسانه در آموزش حقوق کودکان و نوجوانان
محورهای سخنرانی:
- ضرورت اتخاذ تمهیدات و مقررات لازم برای ترغیب رسانه ها به امر آموزش حقوق کودکان و نوجوانان
- رسانه به عنوان بستر و ابزار ارتباطی انتقال اطلاعات و محتوا (پیام) به مخاطبان
- آموزش حقوق به کودکان عامل کاهش مشکلات حقوقی و راهکاری آموزشی برای حل مسئله و تفکر انتقادی
- انتقال مفاهیم حقوقی به کودکان و نوجوانان از طریق آموزش رسانه ها و با هدف توانمندسازی و دفاع در برابر بیعدالتی ارزیابی نحوه عملکرد جامعه و تشویق آنها به رعایت قانون رفتار اخلاق مدارانه و مشارکت فعال در جامعه
متن سخنرانی:
عرض سلام و ادب دارم خدمت بزرگواران مدعوین محترمی که به صورت حضوری در این همایش در واقع پیش نشست شرکت کردند و همچنین دوستان و بزرگوارانی که به صورت غیر حضوری در این نشست شرکت کردم قبل از اینکه مطالبم رو خدمتتون ارائه بدم می خواستم تشکر بکنم از عزیزان و بزرگواران در فرهنگستان هنر که این فرصت رو در اختیار بنده قرار دادن و همچنین کسب اجازه بکنم از اساتید گرانقدرم آقای دکتر نیاز پور آقای دکتر صبوری پور و عذرخواهی می کنم از خانم دکتر باقری نژاد که قبل از ایشون ارائه مطالب رو خدمت شما انجام می د همون طور که فرمودند موضوع بحث بنده در رابطه با نقش رسانه در آموزش حقوق کودکان و نوجوانان هست در ابتدای کار یک پلانی خدمتتون معرفی می کنم که ترتیب مباحث مشخص بشه بعد از اینکه مقدمه خدمتتون گفتم منظور از کودک و نوجوان رو تعریف می کنم که به چه معنا هست که حقوق و مشخص حقوق کودکان و نوجوانان چه معنایی داره مشخص می شه بعد از تعریف رسانه انواع و کارکردهای اون ها ارتباط ویژه ای که بین کودک و رسانه وجود دارد مورد بحث قرار می د اینکه رسانه در آموزش حقوق چه نقشی داره در کدام اسناد اسناد داخلی و بین المللی بهش اشاره شده موضوع بحث بعدی هست و در نهایت آموزش حقوق توسط رسانه چه آثاری در شخصیت و تربیت کودک و نوجوان داره در انتها هم راهکارها و پیشنهاداتی که در طول پژوهش بهش رسیدم رو خدمتتون مطرح می کنم همون طور که مستحضر هستید امروزه با تحولاتی در پدیده ارتباطات مواجه هستیم از یک جهت نوع ارتباط تغییر پیدا کرده روش ارتباط تغییر پیدا کرده که باعث شکل گیری و پیدایش رسانه های نوین و جدید شده شبکه های اجتماعی جدید شکل گرفته از طرف دیگه سرعت تولد رسانه های جدید هست که هم زمان با توسعه فناوری و پیدایش صنعت ماهواره و اینترنت به شدت این سرعت افزایش پیدا کرده اون چه که امروزه ما باهاش مواجه هستیم رو انقلاب ارتباطات می دونن این انقلاب در همه ابعاد زندگی ما تاثیر داره همه وجوه رو تحت تاثیر قرار داده حوزه هایی مثل فرهنگ اقتصاد سیاست حقوق در مبانی ساختار و اهداف تحت تاثیر این انقلاب قرار گرفتن به طور کلی امروزه جامعه توسعه یافته تلقی می شه که بتواند در کنار توسعه شاخص های اقتصادی و اجتماعی مثل تولید ناخالص ملی و درآمد سرانه بر مواردی مثل افزایش دانش و آگاهی تاکید بکن در این جامعه وسایل و ابزارهای نوپدید رسانه های جدید نقش بسیار زیادی در افزایش آگاهی شهروندان ایفا می کنند و باعث توسعه و ترقی جامعه در همه ابعاد میشن طبیعیه که در این فرایند کودکان و نوجوانان هم تحت تاثیر قرار می گیرند سوال ما این هست که نقش این رسانه های جدید در آموزش حقوق کودکان و نوجوانان چه هست و چگونه می تونن باعث افزایش باعث ارتقای دانش حقوقی کودکان و نوجوانان بشن قبل از شروع بحث یعنی در واقع قبل از اینکه وارد تعریف کودک و نوجوان بشن که بگیم که منظور از کودک و نوجوان چی هست و چه کسانی رو شامل میشه عرض بکنم که منظور از آموزش حقوق کودکان و نوجوانان فقط آموزش حقوق به کودکان و نوجوانان نیست بلکه والدین اون ها رو هم در بر می گیره به عنوان اولین در واقع خانواده اولین نهادی که کودک در اون متولد می شه و با آن در ارتباط مستقیم قرار داره در رابطه با کودک و نوجوان که ما تعریف مشخصی داشته باشیم از مفهوم یا کلمه کودک و نوجوان و بدونیم چه افرادی رو شامل میشه تعریف خاصی وجود نداره در همه رشته ها با توجه به مقتضیات اون رشته معیارهای خاصی رو در نظر گرفتن و با توجه به اون معیارها گروهی را تحت عنوان کودک و نوجوان معرفی می کند در رشته حقوق معیار تعریف کودک و نوجوان سن هست بر اساس سن مشخص می کنند که کودک چه کسی هست و نوجوان چه کسی به این منظور من هم اسناد بین المللی و هم اسناد داخلی رو بررسی کردم که مشخص بشه که منظور از کودک و نوجوان چه سنی هست در اسناد بین المللی اولین سندی که وجود داره بیانیه حقوق کودک در سال هزار و نهصد و بیست و چهار هست که به منشور رفاه کودک معروفه پنج تا اصل داره اما تعریفی از سن کودک ارائه نکرده بعد از اون اعلامیه حقوق کودک هست در سال هزار و نهصد و پنجاه و نه که اون هم ده تا اصل داره اما باز هم تعریفی ارائه نکرده در این خصوص سس میش گفت اولین سند بین المللی کنوانسیون یا پیمان نامه حقوق کودک در سال هزار و نهصد و هشتاد و نه که در ماده مشخص کرده منظور از کودک افراد انسانی زیر هجده سال هستند البته در ادامه ماده مشخص می کنه که مگر در مواردی که قانون داخلی سن دیگری رو تعیین کرده باشه و سن رو کاهش داده باشه بنابراین الزامی برای اون تعیین نکرده از نظر سازمان بهداشت جهانی هم که من بررسی کردم در واقع کودک رو زیر نوزده سال می دونن اما زیر نوزده سال رو سه دوره کودکی تعریف کردن کودکی اول کودکی دوم و کودکی سوم و می گن کودکی سوم یعنی دوازده سال تا نوزده سال رو میشه دوره نوجوانی در نظر گرفت اما در اسناد داخلی اگرچه که ما در قانون مدنی و در قانون مجازات اسلامی به فراخور تعیین مسئولیت حقوقی و مسئولیت کیفری یک سنی رو مشخص کردن برای مثال در قانون مجازات اسلامی برای جرائم و مجازات های خاص اطفال و نوجوانان که البته در سال هزار و سیصد و هفتاد بلافاصله بعد از سن بلوغ عین مسئولیت کیفری کامل می شد اما در قانون مجازات هزار و سیصد و نود و دو این مسئولیت کیفری به صورت تدریجی مطرح شد و تا هجده سال افزایش پیدا کرد مسئولیت کیفری خفیف اما این برای تعیین مسئولیت کیفری بود که ما تعریف سن مشخصی برای کودک و نوجوان تعیین بکنیم اولین بار در سند ملی حقوق کودک و نوجوان در سال هزار و سیصد و نود و هفت بود که مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی هست در این سند می گ منظور از کودک هر انسانیست که به سن بلوغ نرسیده باشد و نوجوان بالغی است که هنوز به رشد عقلی متناسب با درک وظایف و حقوق خودش و مسئولیت های خودش نرسیده باشه در واقع نوجوان رو فردی می دونه که در فاصله سن بلوغ و سن رشد قرار داره که سن رشد امروزه در رویه قضایی ما هجده سال در نظر گرفته می شه بعد از اون در قانون حمایت از اطفال و نوجوانان در سال هزار و سیصد و نود و نه صراحت در ماده یک کودک و نوجوان رو تعریف کرده و می طفل یا کودک هر فردی است که به سن بلوغ شرعی به سن بلوغ شرعی نرسیده باشد یعنی نه سال قمری برای کودکان برای دختران و پانزده سال قمری برای پسران و نوجوان هر فرد زیر هجده سالی است که به سن بلوغ رسیده باشه یعنی فاصله بین سن بلوغ و هجده سالگی رو نوجوان در نظر گرفته اگرچه که امروز در علم روان شناسی این سن رو هم زیر سوال می برن و می گن با توجه به شرایطی که امروز وجود داره با توجه به اینکه دختران و پسران تحصیلات طولانی مدت دارن دیرتر ازدواج می کنن دیرتر پدر و مادر میشن سن نوجوانی رو میشه حتی تا بیست و چهار سال هم در نظر گرفت یا در واقع از دوازده سالگی تا بیست و چهار سالگی رو می تونیم نوجوان در نظر بگیریم اما آنچه که مبنای بحث من هست امروز و منظور من از کودک و نوجوان همون سن هجده سال هست که در قانون هم مشخص شده منظور از حقوق کودک و نوجوان چیه به طور کلی ما وقتی می گیم حقوق اگر بخوایم یک تعریف ساده ای از حقوق ارائه بدیم حقوق دو وجه داره از یک طرف مجموعه قواعد قوانین حاکم بر جامعه است و از طرف دیگه مجموعه حق هاست آنچه که مد نظر ماست به عنوان حقوق کودکان و نوجوانان هر دو وجه حقوق رو شامل میشه از یک طرف منظور از حقوق کودک و نوجوان مجموعه قواعد حاکم بر جامعه است به طور کلی افراد به دلیل اینکه در جامعه زندگی می کنند به منظور رعایت نظم اجتماعی به دلیل اینکه وظایف و نقش هایی را بر عهده دارند ناگزیرند که از یک سری مقررات تبعیت بکنند این جا منظور از حقوق مجموعه این قواعدی است که بر افراد به دلیل سکونت به دلیل زندگی در جامعه حاکم میشه علاوه بر اون یک سری از جمله این مجموعه قواعد حاکم می تونیم مثل قوانین راهنمایی و رانندگی رو در نظر بگیریم که کودک با اون مواجه می شه و زمانی که در خارج از منزل هست می تونه اون ها رو رعایت بکنه علاوه بر اون یک سری نهادهای حمایت کنه کننده هستند مثل بهزیستی که کودک می تونه با اون ها آشنا بشه و بدونه که چه نهادهایی هستند که می تون در مواقعی که مشکلاتی داره با اون به اون ها مراجعه بکنند البته منظور من از کودک تا پایان عرایضم همون کودک و نوجوانی هست که در قانون تا هجده سال در نظر گرفتن یکی دیگه از مواردی که در مجموعه قواعد و قوانین ما بتونیم بهش توجه بکنیم روش های استیفای حق هست که کودک بدون حالا یک سری حقوق رو داره و برای استیفای اون ها اعمال اون حق ها از چه راهکارهایی می تونه استفاده بکنه در حد درک و فهم خودش ما بتونیم کودک رو با اون ها آشنا بکنیم در وجه دوم منظور از حقوق مجموعه حق است آنچه که بیشتر موضوع بحث من هست امروز به طور کلی ما یک سری حقوق داریم به عنوان حقوق و آزادی های اساسی که در همه اسناد حقوق بشری به ویژه اعلامیه جهانی حقوق بشر صراحت ذکر شده و احصا شده این لیست بلند بالایی هست که همه انسان ها رو در بر می گیره بنابراین کودک و نوجوان هم ناگزیر در این گروه قرار می گیرند اما آنچه که در واقع همه این حقوق رو بررسی بکنم در واقع خارج از حوصله این بحث هست یک سری از این حقوق رو که بیشتر ارتباط داره با کودک و نوجوان من احصا کردم دسته بندی کردم که خدمتتون معرفی می کنم اولین حق حق حیات و بقا هست کودک باید بدونه که هیچکس حق نداره حق حیات اون رو ازش بگیره زندگی حق هر فردی است و یکی از ادله ای که مطرح می شه برای ممنوعیت سقط جنین همین حق حیات هست که جز در موارد پزشکی و استثنایی است جنین ممنوع است حق دوم حق داشتن نام و هویت کودک حق داره که نام شایسته ای براش انتخاب بشه علاوه بر اون می تونه و این اجازه رو داره که با ارزش ها و نقش های جنسیتی خودش آشنا بشه با هویت خودش بتونه گویش محلی خودش رو حفظ بکنه آداب و سنن قومی رو که داره رعایت بکنه حتی در برخی از قوانین اجازه استفاده استفاده از زبان خاص خودش رو بهش بدن به همین دلیل هست که در بند دو ماده بیست و پنج اعلامیه جهانی حقوق بشر تاکید کرده که کودک چه حاصل از ازدواج باشه و چه حاصل ازدواج نباشه باید از حقوق برابر با دیگران برخوردار باشه حق بعدی حق داشتن خانواده است که از اولین حقوقی که در منشور رفاه کودک بهش اشاره شد در سال هزار و نهصد و بیست و چهار همین حق داشتن خانواده است که تاکید کردن حق حق برخورداری از آغوش پر مهر پدر و مادر حق همه کودکان هست مطابق این حق هیچ کس حق نداره بدون اجازه والدین کودک رو از پدر و مادرش جدا بکنه مگر در مواردی که طبق قانون باشه برای رعایت مصالح کودک باشه و توسط مقامات صالح این اتفاق بیفته که در این موارد هم باید کودک به طور منظم دیدارهای حضوری و به صورت مستقیم با والدینش داشته باشه تا از اون محبت محروم نشه در مواردی هم که کلا کودک از خانواده محروم هست و خانواده نداره این وظیفه دولت هست که از این کودک حمایت بکنه مراقبت بکنه از طریق نهادهایی مثل ایجاد پیدا کردن خانواده جایگزین یا موس حمایتی و مراقبت بعد از اون می رسیم به حق بر تفریح کودک حق داره که تفریح بکنه از حق بر ورزش تفریح استراحت و بازی برخورداره اون می تونه در اوقات فراغت خودش زمانی که هر فعالیت فرهنگی و هنری رو که می خواد انتخاب بکنه و در اون ها مشارکت آزاد و فعالانه داشته باشه تا بتونه به رشد جسمی و روانی خودش بپرداز یک سری از حقوق کودک که من تحت عنوان حقوق اقتصادی طبقه بندی کردم حقوقی که در رابطه با رفاه مادی کودک هست کودک حق داره که از یک رفاه مادی متعارف برخوردار باشه این حق در درجه اول به عهده والدین هست اگر که والدین نداشته باشه طبق قانون ولی قهری سرپرست قانونی و در صورتی که هیچ کدام از این سرپرست ها هیچ کدوم از این سرپرست ها رو نداشته باشه دولت هست که وظیفه حمایت و مراقبت از اون رو بر عهده داره در رابطه یعنی در واقع در زمینه حقوق اقتصادی یکی دیگه از موارد عدم بهره کشی اقتصادی از کودک هست یعنی که نمی شه کودک رو به کار گرفت به همین دلیل هست که در قوانین کار حداقل سن مشخص می کنن برای اشتغال به کار و اگر کارفرما این قوانین و مقررات رو زیر پا بگذاره براش ضمانت اجرا تعیین کردم کودک حتی آزادی بیان داره همون طور که همه انسان ها دارن کودک حق داره که آزادانه تمامی موارد و نظرات خودش رو مطرح بکنه و در کلیه اموری که مربوط به خودش می شه متناسب با سن خودش اظهار نظر بکنه کودک حق داره که شنیده بشه به همین دلیل هست که در رویه های قضایی مث در روند دادرسی های مربوط به طلاق این حق رو برای کودک قرار مید که نظرات خودش رو مطرح بکنه خونه کودک حق داره که از هر رسانه ای استفاده بکنه برای جستجو دریافت و ارائه اطلاعاتی که نیاز داره و براش مفید هست و براش جذابیت داره کودک آزادی اندیشه عقیده و مذهب داره در تمامی مواردی که ما کودک را حق آزادی بیان براش قائل هستیم مطابق کنوانسیون حقوق کودک یک سری استثناها در نظر گرفتن می گن فقط در مواردی که با آبروی دیگران تعارض داشته باشه امنیت ملی سلامت عمومی نظم عمومی و اخلاق عمومی دچار خدشه بشه میشه براش محدودیت ایجاد کرد در غیر از این موارد نباید آزادی بیان کودک دچار خدشه بشه و محدود بشه و اما حق آخر حق بر عدم مجازات خشونت و سو استفاده از مجازات های بزرگسالان مثل حبس های طولانی مدت اعدام و قصاص نباید راجع به کودک اعمال بشه همین طور که قانون گذار ما هم در قانون مجازات اسلامی جدید بهش توجه کردن و تلاش کردن با پذیرش مسئولیت کیفری تدریجی برای افراد تا هجده سال به این موضوع جامه عمل بپوشونن و نیاز جامعه رو به اون برطرف بکنن به جای اون اقدامات اصلاحی تربیتی و ترمیمی رو در نظر گرفتن علاوه بر اون کودک باید در برابر همه اشکال خشونت چه به صورت جسمی روانی و هرگونه سو استفاده جنسی جسمی و روانی از طرف دولت مورد حمایت قرار بگیره بعد از اینکه مشخص کردیم منظور از حقوق چیست حقوق کودکان و نوجوانان باید تعیین بکنیم منظورمون از رسانه چیه به طور کلی تعاریف متعددی از رسانه ارائه شده در دانشنامه علوم اجتماعی رسانه رو یک نهاد اجتماعی می دند که به تولید توزیع دانش در حیطه ای فراتر از کلمه ها می پردازد برای انتقال این پیام از فناوری های پیشرفته استفاده می کنه اما آنچه که من در واقع تعاریف مختلف رسانه را مورد بررسی قرار دادم به این نتیجه رسیدم که به طور کلی رسانه سه عنصر و یا در واقع سه موله داره اگر این سه موله وجود داشت می تونیم بگیم اون چه که باهاش مواجه هستیم رسانه است اولین موله بستر ارتباطی یا ابزار هست یعنی باید یک ابزاری برای برقراری ارتباط وجود داشته باشه موله دوم محتوا و اطلاعاتی هست که ما می خوایم منتقلش بکنیم یعنی اون چیزی که بهش می گیم پیام و مفهوم مخاطب هست اگر مخاطبی وجود داشته باشه ابزاری وجود داشته باشه و پیامی برای انتقال وجود داشته باشه ما می تونیم اون رو نامش رو رسانه بگذاریم البته آنچه که رسانه را از رسانه های اجتماعی رو از شبکه های اجتماعی جدا می کنه عدم تعادل بین صاحب رسانه و مخاطب هست در رسانه مخاطب اگرچه که می تونه نظرات خودش رو به اطلاع صاحب رسانه برسونه اما صاحب رسانه و در واقع اون مطالبی که منتقل می کند در موضع قدرت قرار دارند و جایگاه بالاتری دارند نسبت به مخاطبان اما اگر ارتباط بین مخاطب و اون کسی که در رسانه هست مساوی باشه یعنی از حقوق برابر برخوردار باشند و تاثیر پذیرش برهم به یک اندازه باشه میشه گفت اون شبکه اجتماعی و نمی شه اسم رسانه رو براش گذاشت با توجه به این که رسانه چگونه با مخاطبش ارتباط برقرار می کنه سه نوع رسانه رو می شه تقسیم بندی که البته تقسیم بندی های متعددی مطرح شده اما به نظر من میشه همه اون ها رو در ذیل این سه دسته قرارداد رسانه های دیداری مثل تلویزیون شبکه های نمایشی سینما تئاتر و هر آنچه که از در واقع جز رسانه های دیداری قرار می گیرند رسانه های شنیداری مثل رادیو پادکست و رسانه های نوشتاری مثل کتاب مجله و مقاله البته که امروزه اینترنت رو هم یک نوعی از رسانه میدون اما به نظر می رسه که اینترنت رسانه نیست رسان اینترنت یک بستر ارتباطی یک راه ارتباطی که میشه این رسانه های دیداری نوشتاری و شنیداری رو از طریق اینترنت در واقع تنظیم کرد و فعالیتشون رو ادامه بدن از طریق اینترنت به طور کلی رسانه چهار تا کارکرد داره کارکرد خبری آموزشی سرگرمی و تبلیغات در واقع اگر بخوایم مث مطالب تلویزیون رو تقسیم بکنیم مطالبی که مطرح می شه در تلویزیون میشه ذیل این چهار تا کارکرد قرار داد شاید بشه کارکردهای دیگه هم براش در نظر گرفت اما این چهار کارکرد مهم ترین کارکردهای رسانه هستن آنچه که مدنظر ماست در این ارائه کارکرد رسانه به عنوان آموزش است به طور کلی کودک و رسانه در واقع کودک و نوجوان و رسانه ارتباطات همسو با هم دیگه دارند از یک طرف در واقع این ارتباط خیلی موسر و متقابل هست ارتباط بین کودک و رسانه از یک طرف کودک از علاقه مندان پر و پا قرص رسانه محسوب می شه به شدت علاقه داره براش جذاب هر نوع رسانه رو پیگیری می کنه از طرف دیگه کسانی که در رسانه هستن همه تلاش می کنن وقت خودشون رو بیشتر بذارن برای تولید برنامه و محتوا برای کودکان و نوجوانان چرا چون مخاطبشون بیشتر کودکان و نوجوانان هستن در شرایط امروزی در جامعه امروزی که کودکان به خاطر زندگی های شهرنشینی از بازی با همسالان خودشون بیشتر محروم هستند و اوقات فراغت بیشتری دارن دنبال یک وسیله یک اپ زاری می گردن که این اوقات فراغت و پر بکنن و رسانه قابلیت اینو داره که در همه جا قابل دسترس باشه به همین دلیل به شدت می تونه اوقات فراغت کودک رو پر بکنه و در این زمینه مورد استفاده قرار بگیره علاوه بر اون برای نوجوان ها هم رسانه جذابیت داره مخصوص نوجوان هایی که تلاش دارند در واقع منابع جامعه پذیر رو خارج از خانواده جستجو بکنن به سمت استقلال پیش می رن دوست دارن از خانواده جدا بشن رسانه می تونه ابزار موثق و مفیدی برای آموزش محسوب کند در مبحث بعدی اهمیت آموزش به طور کلی در اسناد بین المللی در واقع اون مطلبی هست که خانم دکتر باقری نژاد بهش می پردازن اما آنچه که من بررسی می کنم اهمیت آموزش توسط رسانه است که رسانه چه نقشی در آموزش داره به طور کلی در اسناد بین المللی و اسناد داخلی چطور انعکاس پیدا کرده در ماده هفده کنوانسیون حقوق کودک در واقع کشورها را ملزم کرده کشورهای عضو را بدهند تشویق رسانه های گروهی به انتشار اطلاعات و مطالبی که برای کودکان استفاده های اجتماعی و فرهنگی داشته باشند باشه البته این رو به طور کلی مطرح کرده و نمی گه آموزش حقوق آموزش رو به طور کلی گفته یک شرطی هم براش گذاشته گفته با انطباق ماده انطباق با روح ماده بیست و نه حالا ماده بیست و نه چه شرایطی رو تعیین کرده می گ هرگونه آموزش باید در جهت پیشرفت شخصیت و استعداد کودک و نوجوان باشه احترام به حقوق بشر و آزادی های اساسی رو در بر بگیره در نظر بگیره احترام به والدین کودک رو داشته باشه هویت فرهنگی و زبانی اون رو حفظ بکنه و کودک رو برای یک زندگی مسئولانه آماده بکنه در بند ب کشورها رو تشویق می کنه به همکاری های بین المللی که در زمینه تولید محتوا و آموزش برای کودکان و نوجوانان با همدیگه همکاری داشته باشند همچنین انتشار کتاب های مختص کودکان و نوجوانان که به اون ها آموزش بده موضوعی هست که در بند ج این ماده مورد توجه قرار گرفته همان طور که گفتم در این ماده ماده هفده کنوانسیون حقوق کودک حق آموزش توسط رسانه به طور کلی بررسی شده نه حق آموزش حقوق در اسناد داخلی قانون حمایت از اطفال و نوجوانان رو داریم که در ماده شش نهادهای مختلف رو در واقع ملزم کرده که یک سری اقدامات رو انجام بدن در راستای تامین اهداف قانون حمایت از اطفال و نوجوانان در بند این ماده یکی از نهادهایی که ملزم شدند به انجام یک سری اقدامات سازمان صدا و سیماست سازمان صداوسیما در این بند ملزم شده یا در واقع باید همکاری بکنه و تلاش بکنه برای تولید و پخش برنامه های منظم به منظور بالا بردن سطح اطلاعات عموم مردم در حوزه حقوق کودکان و نوجوانان میشه میشه گفت تنها جایی که در ماده قانونی ما اشاره داریم به حقوق کودک و نوجوان و آموزش حقوق کودک و نوجوان در این ماده علاوه بر اون به صداوسیما این تکلیف رو داده که رده های سنی مشخص رو تعیین بکنه آثار رو با توجه به رده های سنی تفکیک بکنه همچنین اگر برنامه ای مغایر با اخلاق حقوق و مضر برای سلامت و فرهنگ کودکان و نوجوانان تولید و پخش بشه پیش بینی شده که یک سری ضمانت اجراها و مجازات برای تولید کنندگان اون ها اعمال بشه بنابراین در ماده شش قانون حمایت از اطفال و نوجوانان تنها جایی هست که ما به آموزش حقوق به طور صریح اشاره داریم و در آیین نامه اجرایی این ماده هم در مواد چهل و شش تا چهل و نه اون به روش اعمال اون اشاره شد مبحث آخر در رابطه با آثار آموزش حقوق توسط رسانه اگر که رسانه هر نوع رسانه که ما مطرح کردیم حقوق کودکان و نوجوانان رو آموزش بده در عمل چه اتفاقی می افته و چه اثری در شخصیت و تربیت کودک و نوجوان داره یک سری آثار رو من در این جا احساس کردم که خدمتتون ارائه می د اولین اثر آگاهی از حقوق و مسئولیت هاست زمانی که کودک حقوق رو آموزش ببینه توسط رسانه از حقوق اولیه خودش مثل آزادی بیان حفظ حریم خصوصی برابری اطلاع پیدا می کنه اعتماد به نفس بیشتری پیدا می کنه مسئولیت پذیر میش متوجه می شه که مسئولیت هایی به عهده داره و در جامعه باید اون مسئولیت رو بر عهده بگیره و رعایت بکنه کودکی که حقوق خودش رو بدونه بهتر می تونه در برابر بی عدالتی و ظلم از خودش دفاع بکنیم نکته بعدی و اثر بعدی تشویق رفتار اخلاقی هست زمانی که ما به کودک حقوق رو آموزش می دیم اولین چیزی که یاد می گیره رعایت اخلاق و انصاف هست عدالت رو یاد می گیره کسی که انصاف و عدالت را در کودکی بیاموزد قطعا در آینده به بزرگسالی تبدیل میشه که نقش مثبتی در جامعه ایفا می کنه اهمیت احترام به دیگران حفظ حقوق دیگران و اهمیت تبعیت از قانون رو درک می کنه اثر بعدی ترویج تفکر انتقادی کودکی که حقوق رو یاد بگیره متوجه می شه که می تونه عملکرد جامعه رو مورد ارزیابی قرار بده می تونه عملکرد جامعه رو مورد انتقاد قرار بده زمانی که با مسائل مختلف مواجه بشه می تونه راه حل رو سریع تر پیدا بکنه و برای حل مسئله راهکارهای مناسبی پیدا بکنه علاوه بر آن زمانی که ما خوب کودک حقوق رو آموزش می دیم یاد می گیره که این حقوق رو چگونه در جامعه عملی بکنه مثل کودک یاد می گیره که حق برابری داره این حق رو می تونه در بازی های کودکانه در مدرسه به چالش بکشه با دوستان و همسالان خودش یاد می گیره که اگر حقوقش رو نقض کردن چطور اون رو مطرح بکنه یاد می گیره که خودش هم حقوق دیگران رو نقض نکنه یکی از موارد مهم و خیلی موسر در آموزش حقوق در رابطه با کودکان و نوجوانان توجه به حریم شخصی و مفهوم رضایت زمانی که ما به کودک حقوق رو آموزش می دیم یاد می گیره که رضایت رو مد نظر قرار بده یعنی چی یعنی بدون اینکه رضایت داشته باشه هیچ کس حق نداره اون رو لمس بکنه هیچ کس حق نداره وارد حریم شخصی اون بشه یاد می گیره که اگر مشکلی براش پیش اومد در رابطه با ارتباط با دیگران به والدین خودش اطلاع بده اطلاعات و رمزهای خودش در شبکه های اجتماعی یاد می گیره که محافظت بکنه اگر مطلبی را در شبکه های اجتماعی به اشتراک گذاشت یاد می گیره که چه عواقبی در انتظارش خواهد بود و در آخرین اثر یعنی در آخرین موردی که من بهش پرداختم آگاهی از پیامدهای قانونی اعمال خودش هست کودک زمانی که حقوق رو آموزش می بینه متوجه میشه که بین تخلفات جزئی که در مدرسه در بازی ها در خانواده انجام میده با جرائم و مجازات هایی مثل سرقت تفاوت وجود داره و اگر هر کدام از این ها رو انجام بده پیامدهای قانونی متفاوتی در انتظارش هست و این ها رو از هم تفکیک میده به عنوان انتهای بحث راهکارها و پیشنهاداتی که در این پژوهش بهش رسیدم رو خدمتتون مطرح می کنم یکی از ضعف هایی که ما داریم در رابطه با آموزش حقوق توسط رسانه عدم وجود قوانین و مقررات الزام کننده همون طور که عرض کردم فقط یک ماده قانونی ما در این زمینه داریم و با توجه به الان با توجه به اینکه الان رسانه هایی مثل تلویزیون مخاطب چندانی ندارند بایستی در زمینه الزام سایر رسانه ها به تولید برنامه ها و محتوا در رابطه با حقوق کودکان و نوجوانان قوانین و مقرراتی وضع بشه برای مثال فیلم های سینمایی که در واقع دادگاه ها رو شبیه سازی می کنن یا برنامه های کودک انیمیشن هایی که با توجه به شخصیت های مورد علاقه و ابرقهرمان های مورد علاقه کودکان و نوجوانان هستن اون ها رو با چالش های حقوقی مواجه بکنیم مفهوم عدالت رو بهشون بیاموزیم برای اینکه بتونه در ناخودآگاه اون ها تاثیر بیشتری داشته باشه کتاب های کودکان و نوجوانان با مفاهیم اخلاقی و حقوقی باید یک سری قوانین تنظیم بشه که اون ها الزام بکنن در واقع درصدی از کتاب هایی که به حقوق کودکان و نوجوانان اختصاص داره در رابطه با آموزش حقوق و کتاب هایی که به مفاهیم کودکان هست به آموزش حقوق بپردازه نکته دوم نگارش مقالات علمی در رابطه با این ارائه اون چه که من تجربه خودم هست هم در منابع فارسی و هم در منابع انگلیسی مطلبی که اختصاص در رابطه با آموزش حقوق کودکان و نوجوانان باشه من پیدا نکردم این نشون میده آخر این نشون میده که در رابطه با این زمینه ما ضعف هایی داریم نامه و نظام نامه های کاربردی تنظیم بشه در رابطه با روش تهیه برنامه های مرتبط با کودکان و نوجوانان آموزش مدیران شایسته و دلسوز مدیرانی که به این موضوع توجه داشته باشن و بتونن یعنی براشون مهم باشه تربیت بکنیم تولیدکنندگانی رو استخدام بکنیم برای تولید و تولید برنامه های مرتبط با کودکان و نوجوانان که در این زمینه آموزش دیده باشند و این برنامه ها رو تولید بکنند یک سری سیاست های تشویقی و تنبیهی در نظر بگیریم برای مثال اگر که تولید کنندگان و تهیه کنندگان از برنامه برنامه های مرتبط با حقوق کودکان و نوجوانان تهیه کردن برای مثال از یک سری پرداخت هزینه ها معاف بشن و در آخر خانواده و مدرسه که به والدین آموزش بدیم چطور مباحث حقوقی مطرح شده در رسانه ها رو با کودکان به بحث بگذارند یا در مدرسه به معلم ها بیاموزیم که این مباحث رو به بحث بگذارند و کودکان رو مکلف بکنن از این رسانه ها استفاده بکنن از این برنامه ها و اون ها رو بیان در داخل مدرسه گزارش بدن خیلی عذرخواهی می کنم و ممنونم که وقتتون رو در اختیار بنده قرار دادین.
سخنران: دکتر زینب باقرینژاد (عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی)
موضوع: حق کودکان و نوجوانان بر آموزش در نظام تربیتی (بررسی موردی «مدرسه موشها»)
محورهای سخنرانی:
- تأثیر نمایش عروسکی بر شکل گیری نسبت مدرسه آموزش جامعه پذیری و ارزشهای اخلاقی و اجتماعی
- جایگاه حق بر آموزش در اسناد بین المللی و حقوق ایران
- استفاده از شخصیتهای عروسکی با ویژگی های متفاوت در یک کلاس و چگونگی آموزش با توجه به این تفاوت ها
- یادگیری عوامل موثر جامعه پذیری در پیشگیری فردمدار از رفتارهای پرخطر بزهکارانه و ضد اجتماعی در آینده
- چالشهای روانشناختی و اجتماعی نمایش عروسکی مدرسه موشها
متن سخنرانی:
حق کودکان و نوجوانان همان طور که فرمودند یکی از حقوق اساسی و بنیادینی هستش که در اسناد بین المللی و حقوق داخلی کشورها بهش توجه شده اما قبل از اینکه وارد مباحث اصلی بشیم ابتدا بیایم ببینیم حق بر آموزش به چه معنا هست حق بر آموزش در واقع امکان یا امتیازی هست که به موجب اون اشخاص می تونن از آموزش و پرورش دلخواه و شایسته بهره مند بشن و بر همین اساس هست که این حق مورد توجه اشخاص زیادی قرار گرفت برای اولین بار آقای رولان بارت در سال هزار و نهصد و شصت به موضوع توجه رسانه ها به ویژه رسانه های گسترده مثل رسانه های ملی به آموزش پرداخت و بعد از اون حالا سال ها که گذشت در دهه شصت خودمون رسانه ملی خودمون به این موضوع توجه کرد و برای اولین بار در واقع شاید این گام رو با نمایش عروسکی مدرسه موش ها آغاز کرد و اگرچه شاید هدف اولیه آنچه که ما امروزه می خوایم بهش بپردازیم قطعا نبوده تو بحث های حالا پیشگیری های اجتماعی و رشد مدار و اینا ولی از دل قسمت های مختلف نمایش عروسکی ما می تونیم این رو استنباط بکنیم حق بر آموزش در اسناد بین المللی و حقوق داخلی مورد توجه قرار گرفته به دلیل ضیق وقت من اصلا حقوق تطبیقی رو مطرح نمی کنم و کام به صورت مختصر فعلا به اسناد بین المللی اشاره می کنم برای اولین بار اعلامیه حقوق کودک در هزار و نهصد و بیست و چهار بود که به صورت کام ضمنی به این حق اشاره می کند از فحوای اون موادی که موجود بوده ما می تونیم حق بر آموزش رو استنباط بکنیم و بعد از اون اعلامیه حقوق کودک در هزار و نهصد و پنجاه و نه به صورت دقیق تر و جزئی تر میاد و به حق بر آموزش اشاره می کنه تا اینکه می رسیم به کنوانسیون حقوق کودک در هزار و نهصد و هشتاد و نه که از حق آموزش کودکان به صراحت حمایت می کنه و اهداف آموزش رو پیشرفت کامل شخصیت استعدادها و توانایی های کودک ذکر می کنه و نهایت شاید بگیم آخرین اقدام مورد توجه جامعه جهانی در ارتباط با حق بر آموزش کودکان در هزار و نهصد و نود بوده که کنفرانس جهانی آموزش برای همه بود و نکته ای که شاید از این کنفرانس ما بتونیم ذکر بکنیم و جالب توجه هست اینه که در این کنفرانس نیومد یک تعریف واحدی از آموزش ارائه بدن به خاطر اینکه فرهنگ ها در سطح جهانی آداب رسوم سنن با همدیگه فرق می کنه و این رو بر عهده خود کشورها در واقع قرار داده اما به حقوق داخلی خودمون که می پردازیم از دو تا زاویه می تونیم به حق بر آموزش توجه بکنیم یکی در واقع در قانون اساسی کشورمون هست و یکی هم در قوانین عادی مون در قانون اساسی خب در اصل سی قانون اساسی به صراحت حق بر آموزش کودکان و نوجوانان و به طور کلی حق بر آموزش مورد توجه قرار گرفته و اشاره شده که حق بر آموزش در این حق در واقع آموزش دیدن هم رایگانه و هم اجباری است حالا من در بحث جلوتر به این موضوع خواهم پرداخت باز که ما این حق بر آموزش در راستای یک حق بنیادین و اصولی ست بعد ما اینو میایم اجباری می کنیم آیا این ها با هم در تعارض هستند یا نه و چطور میشه این تعارض رو برطرف کرد من در یک قسمتی از بحث به صورت بسیار مختصر به این موضوع می پردازم شاید جالب باشه براتون اولین بار حق برای آموزش در متمم قانون اساسی مشروطه مورد توجه قرار گرفت در همان زمان به این موضوع اشاره شد بعد همین طور قوانین متعددی اومد چون من در یک قسمتی می خوام به موضوع سیاست جناحی در این زمینه بپردازم اون ج قوانین مرتبط رو ذکر می کنم و با ضمانت اجراهاش خواهم گفت و بعد به این موضوع خواهیم پرداخت آیا ما در ارتباط با حق بر آموزش اصلا به رویکردهای قهرآمیز متوسل بشیم یا نه ما بیشتر باید به دنبال پیشگیری باشیم حالا یه قانون مهمی که در این زمینه وجود داره مصوبه سال هزار و سیصد و پنجاه و سه قانون تامین وسایل و امکانات تحصیل اطفال و نوجوانان ایرانی هست که خب قبل از انقلاب زمینه تحصیل می گه باید فراهم بشه اطفال و نوجوانان هم همه باید به مدرسه برن آموزش ببینن حالا در این زمینه باز من جلوتر تمام قوانین را به ترتیب خواهم گفت اما آنچه که در واقع حالا جالب قضیه است من نمی دانستم این جا می شه تصویر پخش کرد تصمیم داشتم با آهنگ خاص مدرسه موش ها اینو شروع بکنم بعد گفتم شاید امکان در واقع پخش صدا و ویدئو وجود نداشته باشه آنچه که در ارتباط با سریال مدرسه موش ها خیلی جالب توجه است اینه که شخصیت هایی که در این نمایش عروسکی مورد استفاده قرار گرفته بسیار شخصیت های جذابی هستن آهنگی که برای این نمایش در نظر گرفته شده بسیار روش کار شده و آهنگ بسیار جذابی داره چرا آهنگ جذابی داره ترانه جذابی داره به خاطر اینکه از مفاهیم ساده استفاده کرده و آنچه را که می خواسته آموزش بده به سادگی در متن این آهنگ هست و در آن زمان تولیدکنندگان این اثر کام به وضع موجود جامعه آن زمان تسلط داشتند در دهه شصت زمان جنگ بنابراین باید اوضاع و احوال خاص جامعه در نظر گرفته شود اگر دقت بکنیم در قسمت های مختلف این نمایش عروسکی نکته ای که به ذهن در واقع جلب توجه می کنه اینه که همه شبیه همه شخصیت ها ساده است ارتباط ها با هم قوی و از بعد نشان شناسی اگر بخواهیم وارد موضوع بشیم چون در دهه شصت نوع تربیت مبتنی بر پدرسالاری بوده توی این نمایش مشاهده می کنید همیشه ادب حرف اول را می زند و اطاعت از معلم که بچه ها باید با هم تعامل داشته باشند و آنچه که معلم می گه باید گوش بدن شاید الان خیلی این نشه در واقع بهش تکیه کرد در مورد بچه های حال حاضر ولی خب اون زمان اقتضای جامعه اون زمان بود و بر همین اساس هم پیش رفت خب دو تا فصل داشته فصل اولش بسیار کوتاه بوده مدرسه موش ها هدف اولیه اش ترغیب بچه ها اومدن به مدرسه بود اما در فصل دوم نه موضوعی که خیلی مورد توجه قرار گرفت بحث اتحاد و همکاری بود و این رو در قالب داستان های مختلف در اون بیست قسمت یه خورده ای که حالا نمایش عروسکی مطرح شد ما مشاهده می کنیم اما شناخت شخصیت های نمایش این را به این علت آوردم که بگم ببینید این تفاوت در شخصیت هایی که وجود داره واقعیتی هستش که تو جامعه ما وجود داره و ما اگر بتوانیم در مدرسه این شخصیت ها رو در کنار هم نگه داریم اینا با هم تعامل داشته باشن بعد این ها یاد می گیرند این ها آموزش می بینند در جامعه می می تواند برای ما خیلی موسر باشد در پیشگیری از ارتکاب جرم خب شاید محبوب ترین شخصیت نمایش عروسکی مدرسه موش ها همین شخصیت در واقع کپل بوده چون من هر چه گفتم می خوام راجع به این موضوع سخنرانی کنم همه همینو گفتن و گفتن همون کوپن یعنی برای همین من اسمشو این نفر اول آوردم شخصیتی که چاق و شکمو بود و همین خصوصیتش همیشه کار دستش بیاد خب اینو می خوام من بخوام از منظر حالا رویکردهای جرم شناسی و بیشتر پیشگیری از جرم مورد توجه قرار بدم اگر ما بخوایم امروزه این رو اعمال بکنیم چون مدارسمون خب این مورد بررسی قرار بگیریم چرا یه بچه خیلی شکم آیا این نمی تونه بعد این فرد رو دچار یک سری معضل بکنه فردا افرادی که قاعد شکم ها و خیلی چاق هستند تحرک کمتری دارند کمتر حاضر میشن وارد اجتماع بشن درباره بچه هاش صدق می کنه بیشتر حالت نشسته دارم تحرک ندارن امروزه اگر بخوایم بگیم به بازی های حالا رایانه ای روی میارن بیشتر دنبال تبلت و گوشی هست چون نمی خوند تحرک داشته باشن دیگه این خودش بعد میت مشکلاتی را ایجاد بکنه شخصیت بعدی که وجود داشت نارنجی بود دختر لوس و بچه پولداره مدرسه که همیشه هم لباس نارنجی تنش بود همه مسخرش می کردن این نکته داره چه یک شخصیت حالا ما داریم تو مدرسه به خاطر نوع پوشش خاص و شرایط اجتماعی و اختصاصی اقتصادی خاص مورد تمسخر قرار می گیره همین مورد تمسخر قرار گرفتن از دو تا زاویه می تونه مورد توجه قرار بگیره یکی از زاویه اون افرادی که دارن تمسخر می کنن یعنی به زبان حالا جرم شناسی و پیشگیری بگیم اینا کارن اگرچه در بچه ها این الفاظ رو به کار نمی بریم با اغماض حالا این جا به کار می بریم چرا اون ها باید تمسخر کنند و باید روی این موضوع تو مدرسه کار بشه و چنین اجازه ای داده نشه چرا چون اگر چنین اجازه داده بشه اینا در بزرگسالی این رو در واقع چون آموزش دیده دیگه اشکالی نداره پس من در بزرگسالی هم کارو انجام می دهم اما مطلب بعد آن بزه دیده این جرم و از منظر جرم شناسی های بزه دیده شناسی باید مورد بررسی قرار بدیم چرا یک بچه مدام باید در مدرسه مورد تمسخر قرار بگیره بنابراین متصدیان مدرسه معلم ها مدیران و سایر افراد می توانند با اتخاذ رویکردهای مناسب مال این امر بشن سرمایه شخصیتی که همیشه سردش بود شاید این الان بگم خب حالا مث موضوع جرم شناسی می خوایمش بگیم این اتفاق یک پایان نامه کار شده بود من استاد داور اون پایین بودم خیلی جالب بود از لحاظ مزاج ها اومده بودن اینو بررسی کرده بودن چهار مزاج اصلی با مطالعه میدانی و آمار بودید اونایی که مزدشون گرمه سرد این ها یک بررسی خیلی عالی انجام شده بود گفت بر اساس نوع مزاج افراد در آینده مرتکب یک سری جرایم خاص می شوند و بعد در اون پایان نامه حالا پیشنهاد داده بود که ما می توانیم مزاج ها رو تعدیل بکنیم و از این طریق جلوی ارتکاب جرم رو بگیریم حالا در مورد این شخص هم پس میشه این کارو انجام داد اما دنبال موشی که خیلی بیچاره بود و شخصیت ظریفی داشت خب اینم مورد بحث دیگه این شخص در معرض خطر بزه دیدگی هست و ما می توانیم راهکارهای مناسب استفاده بکنیم که این شخص حالا چون شخصیتش ظریف چون آسیب پذیر هست ما حمایت های لازم رو ازش به عمل بیاریم که در آینده خیلی قربانی جرم نشه اما دم دراز که شاگرد شیطان کلاس بود و همه هم اذیت می کرد خب این دیگه قشنگ میاد تو وادی پیشگیری های رشد مدار و که ما شخصیتی را داریم شیطنت میم اذیت می کنه و همین به ما یه هشدار می ده یه تلنگری به ما می زنه که حواستون باشه شاید لازمه ما الان از یک سری راهکارها استفاده بکنید ببینید من راهکارها رو که می گم ما از افراد مختلفی می تونیم تو مدارس استفاده بکنیم حالا می تونه روان شناس باشه می تونه مددکار باشه می تونه جرم شناس ها باشه جامعه شناس باشد همه این ها می توانند به ما کمک بکنند شخصیت بد عینکی بود خب این بر ما آشناست معمول بچه هایی که خیلی درس می خونن عینکی میشن دیگه و بچه مثبت و مبصر کلاس بود و که حرص همه رو در می آورد این ها همش جای تامل داره چرا همیشه بچه هایی که خیلی مثبت ممکنه حرص بقیه رو دربیارن ببین این علت داشت تا به خاطر اینکه معلم توجه ویژه بهش می کرد و تبعیضی که معلم قائل میش باعث ناراحتی بقیه می شد پس اگر ما تو مدارسمون تبعیض داشته باشیم این باعث میشه که در واقع در بچه ها نهادینه بشه یک نوع عقده به وجود بیاد و مشکلاتی رو در آینده ایجاد بکنه حالا گوش دراز همه چیز رو حتی از فاصله دور می شن همیشه توی کارتن هاش این جوریه صدای پا می شنوم صدای پا می شنوم یعنی معلمه داره میاد پس حواستون جمع باشه یعنی شما زمانی نظم رو رعایت بکنید که ناظر وجود داره خب این ایراد داره به نظر من نباید این گونه باشه و اینکه همه چیز رو می شنیدمو می شنید و بعد گزارش میاد شاید نوعی ترغیب به جاسوسی باشه حالا در معنای خیلی سخت گیرانه اش من خوش خواب یه بالش به گردنش چسبیده بود چشمش از یه حدی باز نمی شد خب این به نظر من اگر واقعا الان تو مدارس ما یه بچه خیلی خوابش میاد باید مورد بررسی قرار بگیره در تعامل بین مدرسه و خانواده شاید واقعا تو خانه مشکلی داری این بچه نمی تواند راحت بخوابه باید بتونیم به دنبال راه حل باشیم و معلم که شخصیتی بسیار با صبر و حوصله و مهربان یک راهنمای دلسوز به دانش آموزا کمک می کنه استعدادشون رو کشف کنن مهارت یاد بگیرم در واقع الگوی کام مثبت از معلم بود به نظر من یک مقدار حالا با معلم های واقعی دهه شصت تفاوت داشت حالا انشا الله الان فکر می کنم معلم ها این جوری هستن از این بگذریم حق کودکان و نوجوانان و آموزش را در محتوای نمایش مورد بررسی در واقع قرار بدیم در محتوای نمایش اولین نکته ای که در واقع ما باید بهش توجه کنیم بحث مدرسه است ما در محیط مدرسه هستیم و مدرسه یک نمادی از یک محیط امن برای آموزش خب حالا این محیط باید چه جوری باشه اولین ویژگی که محیط باید جذاب باشه تا دانش آموز رقابت بکنه وارد مدرسه بشه در این نمایش عروسکی دقیق به همین صورته که دانش آموزا علاقه دارن بیان در محیط مدرسه از ابزارهای مختلف باید استفاده بشه برای در واقع آموزش این روش های آموزش باید خلاقانه باشد حالا ما امروزه اگر بخوایم راجع بهش صحبت بکنیم خیلی مدارس دارن این کارو می کنن از همین پاورپوینت ها استفاده می کنند تابلوهای هوشمند استفاده می کنند و فلان این خیلی می تونه موسر باشه برای اینکه آموزش های ما ثمربخش و نهایت کارا باشه و در واقع ما این مسئولیت پذیری بحثی هستش که توی محتوای این نمایش عروسک خیلی روش تاکید میشه یعنی تمام تلاش بر اینه که بچه ها یک سری افراد مسئولیت پذیر بار بیان حالا من در بحث پیشگیری رشد مدار و پیشگیری اجتماعی یه مثال هایی رو ازش خواهم زد حقوق کودکان در محتوای نمایشی مدرسه موش ها اولین نکته که خیلی مورد توجه است این است که بحث آموزش رایگان و اجباری هست ما این رو خواب در قوانین خودمون داریم از اون زمان هم داشتیم همون طور که اشاره کردم اولین بار در متمم قانون اساسی مشروطه وجود داشت یک نکته ای که دوست دارم بهش اشاره بکنم بحث آزادی آموزش و اینکه ظاهرا آزادی آموزش با آموزش اجباری در تعارض چرا ما باید آموزش اجباری داشته باشیم که ممکنه بیاد بگه من نمی خوام بچه هم بیاد این مدرسه من خودم میام تو خونه بهش آموزش بدم آیا میشه مورد پذیرش قالا به نظر نمی رسد چرا به خاطر که هویت ملی به مخاطره می افته درسته بنابراین ما می توانیم این آزادی آموزش را محدود بکنیم ولی باید خاطرم باشه مثل همه حقوق بنیادین دیگه که اشخاص این محدودیت کام است نهایی باشه و بعد نیایم یهو اون استثنا مون انقد زیاد باشه خود اسلحه رو زیر سوال ببره که نمونه هاش در قوانین ما کم هم مشاهده نمی شه پس منظور از آزادی آموزشیه همین آزادی موس آموزشی موسه های آموزشی می تونن دایر بشن محتواهایی که در چارچوب قوانین کشورمون باشه می تون آموزش بدن از ابزارهای تک تکنولوژی هایی که خودشون تشخیص می دن می تونن استفاده بکنن و در واقع سایر مواردی که وجود داره در این زمینه از سوی پس این بحث آموزش رایگان و اجباری ما در نمایش مدرسه مشخص خیلی راحت می بینیم توی یک مدرسه هست وضعیت مالی اقتصادی و اجتماعی خیلی در نظر گرفته نمی شه همه در کنار هم نشستن و آموزش می بینم نکته بعدی که در این جا باید بهش توجه کرد حق بر آموزش با کیفیت و به نظر من شاید این بعد قضیه که در نمایش عروسک مورد توجه قرار گرفته عمدی بوده و توجه بهش با توجه به در واقع اون دهه شصتی که وجود داشته یعنی که صرف بچه بیاد مدرسه الان برای ما کفایت نمی کنه مخصوص امروزه برای ما کیفیت کار خیلی اهمیت داره و نهایت هم که باید توجه داشته باشیم مدرسه نباید محیط خشک و بی روح باشه باید تفریحات و سرگرمی ها وجود داشته باشه آموزش باید ابعاد گوناگون داشته باشه الان خانم دکتر اشاره کردن خانم دکتر عرب مث تو مدارس ما ما بیاییم آموزش حقوق بدیم الان این اتفاق داره می افته توی بسیاری از مدارس مث من خودم حالا با یکی از مدارس در ارتباط هستم در دوره حالا فکر می کنم متوسطه دوم دیگه زمان ما عددی بود تا آخر تو دوره متوسطه دوم ببین الان اون ها قشنگ درس دارن اسم درسشون هست حقوق اساسی قشنگ اسم درسشون مث حالا پیشگیری نیست ولی قشنگ می خوام پیشگیری درس بده من حالا تبلیغ مدرسه نشه نگیم دیگه ولی یه مدرسه تو شهرک غرب هست قشنگ به من زنگ زدن گفتن ما می خوایم این درس رو به بچه ها بگیریم ولی شما میاد بگه که من گفتم نه واقعا خیلی ذره تعامل با نوجوانان این دوره زمونه سخته نکته دوم می گفت منبع بگه ما چی بگیم به اینا به صورت ساده حتی در وادی حالا جالب بود برای من تو پیشگیری هم می گفت گفت چه جوری پیشگیری را به اینا بگیم بعد اینا پیشگیری از چه جرایمی را به اینا بگیم راجع به خب قاعد باید اول بریم همون طور که مطرح کردن آقای دکتر پیشگیری از جرایم نوجوانان یک مقدار کار خاص می برد یعنی نوجوانان جرایمش بیشتر اتفاقیه بیشتر آنی هیجانی یعنی یه لحظه دور هم می گه می خواد خودشو خودی نشون بده دیگه می خوای من برم اونو بدزدم بیام هدف خاصی پشت اون برنامه ریزی وجود نداره پس اگر می خوایم پیشگیری بکنیم خیلی برنامه های خاص می خواد اینو می تونیم تو مدارس امروز توی برخی از مدارس حالا داریم اگر واقعا می آمد وزارت آموزش پرورش به این موضوع توجه می کرد این خیلی می تونست حائز اهمیت باشد و کمک کننده اما من خیلی تند دارم می گم همه مطالبی چون می دونم وقتم نیست فقط مطالب ولد رو می دم حق بر آموزش از منظر اتخاذ رویکردهای پیشگیری فرد مدار در نمایش عروسکی مدرسه موش ها ببین ما سیاست جناحی داریم هر کشوری وقتی می خواد بگه که من به خوبی دارم با جرم مبارزه می کنم چه کاری انجام میده میاد در واقع آمار باید بده دیگه بگین نرخ ارتکاب جرم من یا کم شده یا حداقل ثابت مونده که جامعه عاری از جرم که نداریم آقای امیل دورکیم اصلا طبیعیه دیگه یه چیز نرمال که ما جرم داریم اما اینکه چقدر جرم داشته باشیم این برای ما حائز اهمیت رویکردهای کیفری سخت گیری و اینا خیلی پاسخ گو نبوده در نظام حقوقی ما من بخوام اگر به صورت خیلی مختصر در ارتباط با نگاه سیاست جنایی از منظر حقوق کیفری از منظر جرم انگاری و کیفر گذاری بهش توجه بکنم اولین بار در سال هزار و سیصد و بیست و دو قانونی تصویب شد قانون اجباری شدن آموزش و پرورش و این باعث شد که سیاست جناحی به حوزه آموزش وارد بشه و اومد در اون قانون جریمه در نظر گرفت برای والدینی که کودک رو محروم است تحصیل می کنن بعد در سال هزار و سیصد و پنجاه و سه باز قانون دیگه تصویب شد قانون تامین وسایل و امکانات و تحصیل کودکان و نوجوانان اون جا مجازات حبس را در نظر گرفت یعنی نگاه سیاست گذار کشور سخت گیرانه تر شد حبس از یک تا سه سال در نظر گرفته تموم شه و گفته بود والدین اگر تمکن مالی دارن باید بچه رو بفرستم مدرسه در سال هزار و سیصد و هشتاد یک ایران به کنوانسیون حقوق کودک می پیونده به دنبال اون یک قانونی رو در واقع تصویب میشه قانون الحاق ایران به این کنوانسیون که بر اساس اون اشخاص زیر هجده سال باید تحصیل بکنن و مخاطب رو فقط والدین قرار نمیده مجازات حبسش رو تا شش ماه می گذاره و زیاد می کنه خب این ها رویکردهای سیاست جناحی ما بود اما ما بحث اصلی مون توی بحث های پیشگیری اجتماعی و پیشگیری های رشد مدار هست به ویژه پیشگیری های اجتماعی خب ما در بحث پیشگیری اجتماعی بحث و حرف اول مون در واقع آموزش هست می خوایم آموزش بدیم که بچه ها در واقع جامعه پذیر بشن و قواعد اجتماعی در این نهادینه بشه چرا به خاطر اینکه بهترین چیزی که می تونه جلوی ارتکاب جرم رو بگیره اون کنترل درونیه که جامعه پذیری صحیح در فرد ایجاد میشه خب چالش های زیادی توی قسمت های مختلف این در واقع نمایش عروسکی وجود داره مثل حالا من یک مثالی رو بگم شاید جالب باشه براتون یک پاک کنی رو معلم پیدا می کنه سه نفر ادعا میم مال من این دو تا چالش ایجاد میشه یه چالش اخلاقی ایجاد میشه بحث صداقته یه چالش اجتماعیش ایجاد میشه بحث مسئولیت پذیری یعنی اگر پاک و مال شماست که داریم می گیم مال منه پس چرا مراقب نبودی پس باید مراقبش باشی این بحث مسئولیت پذیری شه از بعد اجتماعی پس ما باید مراقب باشیم از بعد اخلاقی صداقت رو می خواد آموزش بده و حالا مثال های زیادی رو می شه تو این نمایش پیدا کرد و راجع بهش در واقع صحبت کرد یک بحث مهمی هم که وجود داشت توی نمایش عروسکی بسیار بسیار براش تاکید میشه نظم اجتماعیه تمام تلاش بر اینه که در واقع نظم اجتماعی رعایت بشه مبصر وجود داره میاد می گه که اگر بچه های خوبی باشین معلم بهتون بیست میده پاداشه تاکید بر نظم اجتماعی به این صورت در اون زمان مورد توجه قرار گرفته اما از منظر پیشگیری های رشد مدار همان طور که در بحث شخصیت ها گفتن میشه شخصیت ها رو شناسایی بکنیم شخصیت هایی که آسیب پذیر هستن حالت های خاص دارن و بتونیم راهکارهای پیشگیری های رشد مدار رو اتخاذ بکنیم و نهایت یه سری چالش های روان شناختی و اجتماعی می تونیم در این نمایش ما مورد توجه قرار بدیم سریال خیلی تلاش کرده بود که آموزش بده هنجارها و نرم اما این سه چالش ها هم وجود داشت حالا تیتروار ازش رد می شیم یکی از چالش های اصلی سریال ترویج تفکر کمال گرایی هست همه تمام قسمت ها بر این دادن که معلم رضایتش بدست بیاد ما بهترین باشیم بیست باشیم این چالش هنوز دانشگاه ها هم وجود داره و دانشجوی من میاد می گه که حالا بچه های من این جا هستن می گ من خودم باید بیست می گرفتم نه اینکه شما به من نمره ارفاق کنی من بیست بشم این دیگه خیلی بده دیگه این واقعا خوب نیست چون مشکل ایجاد می شه یکی دیگر از چالش های مهم تشویق غیرمستقیم به افشای اطلاعات و نوعی خیانت به هم کلاسی ها وجود داره و راجع بهش اشاره ای قبل داشتم و تمسخر دیگر هم کلاسی ها به عنوان یک بحث های طنز این نمایش بارها مورد استفاده قرار گرفته که این می تونه تاثیر مخربی بر روان کودکان داشته باشه و به طور کلی مدرسه موش ها هدفش اصلا این نبوده به بحث حقوق کیفری و جرم شناسی بپردازه اما می توانستیم این مباحث رو درباره اون مطرح کنیم.



