قرار هفت پیرامـون موضوع شناخت هیجانات و چالشهای تنظیـم آن در دوره نوجوانی بــه هــمراه اکران انیمیشن Inside Out 2 با حضور دکتر عباس جواهری روانشناس و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران و دکتر سیدعلیرضا گلپایگانی اکرگردان انیمیشــن و عضــو هیئت علمی دانشگاه هنر به صورت پرسش و پاسخ برگزار شد. بخشی از گفتگوی این نشست را با هم بخوانیم:
میخواهم از جنابعالی بپرسم که چه اتفاقی میافتد که یک انیمیشن اینقدر تاثیرگذار و باورپذیر میشود؟
دکتر سیدعلیرضا گلپایگانی/

نکته ای که وجود دارد از چند دهه قبل؛ دلیل اینکه با وجود انیمیشن هایی که برای کودکان ساخته میشد مخاطب کافی برای نمایش وجود نداشت عمده زمانهایی که دارای مخاطب برای فیلم بودند آنهایی بود که کودکان نمیتوانند در سینما حضور داشته باشند و این موضوع چرخه اقتصاد فیلم و انیمیشن را دچار اختلال کرده بود و به همین دلیل از چند دهه قبل موضوعات موردپسند بزرگسالان وارد انیمیشن شد. هر چند کودکان هم انیمیشنها را دوست دارند و لذت میبرند اما مخاطب اصلی آنها بزرگسالان است تا بتواند آنها را به سینما بکشاند. بسیاری از مواردی از انیمیشنها که شما خودتان به آنها علاقه دارید را تصور کنید و میبینید که چقدر به این انیمیشنها علاقه دارید و اساساً انیمیشن در دنیا برای سرگرمی و تجارت است و این انیمیشن جدیدی که در سال ۲۰۲۴ ساخته شده، پرفروش ترین انیمیشن این سال است. حتى ظاهرا پرفروشترین انیمیشن تاریخ سینماست. مسئله اصلی ما این است که چه مضامینی را در انیمیشنها بیاوریم که هم جذاب و سرگرمکننده باشد و مخاطب را پای خود بنشاند و هم بتواند اهداف را محقق کند. سوال دیگر ما که می خواهیم با آن پاسخ دهیم این است که در این فیلم یا انیمیشن چه چیزی هست که میتواند اینقدر برای مخاطب جذاب باشد. نگاه بنده این است که ما بیشتر عاشق فرم و تکنیک هستیم و بخش زیادی از جذابیت انیمیشن هم وابسته به همین موضوع است اما در مورد این انیمیشن وقتی نگاه میکنید میبینید که فرم و تکنیک خاصی در آن وجود ندارد. ما اساساً میخواهیم همین را بررسی کنیم که چه چیزی از این انیمیشن مخاطب را جذب می کند. به نظر بنده آنچه در این انیمیشن جذابیت دارد تنوع در محتوا و خلاقیت در آن و ایجاد تنوع در محتوا و مضمون است. من می خواهم امروز به همراه آقای دکتر به این موضوع بپردازیم.

آقای دکتر جواهری میخواهم شما هم این انیمیشن را از زاویه دید خود برای ما توضیح دهید.
دکتر عباس جواهری/

هر فیلم یا انیمیشنی که ما مورد بررسی قرار میدهیم از زویه روانشناختی هم میتوان به ابعاد مختلف این انیمیشن توجه کرد؛ از جمله طراحی کاراکترها، چگونگی شکلگیری داستان و شخصیتها اینکه چه اتفاقاتی در داستان رخ میدهد، تماشاچی چه احساساتی را تجربه میکند و کدام یک از قسمتهای داستان، مخاطب را و احساسات او را با خود درگیر میکند و اصطلاحا کدام بخش از احساسات درونی شما با داستان همزادپنداری میکند. نکته جالب در خصوص انیمیشن درون و بیرون ۲ این است که اساساً موضوع انیمیشن هم از موضوعات روانشناسی است. دو شخصیت اصلی به طور موازی در این انیمیشن در حال ساخت داستان هستند و ارتباط خاصی با هم دارند. موضوع این انیمیشن در واقع آن خرده چیزهایی است که در ذهن هر یک از ما می گذرد و این موضوع بسیار مهم در روانشناسی است که در واقع این خرده فکرها و خرده ذهنیتها نقش اساسی در زندگی و حالا در احساسات روزمره ما دارند. مثلاً فرض کنید من احساسات خاصی نسبت به یک شخص دارم و یا میخواهم نظر او را به خود جلب کنم و من مثلاً اگر بخواهم در رابطه با مدیر شرکت نظر او را جلب کنم گاهی اضطراب دارم؛ گاهی ترس دارم گاهی شوق دارم و گاهی ممکن است کارهایی انجام دهم که همه چیز را خراب کنم. من با آقای دکتر كاملاً موافقم که خلاقیت در محتوا این انیمیشن را جذاب کرده است اما مسئله اینجاست که این انیمیشن دارد در مورد آن چیزهایی حرف می زند که ما به طور روزمره و ۲۴ ساعته با آن سر و کار داریم. این همان صداهایی است که دائم در ذهن هریک از ما وجود دارد و نکته مهم دیگر این است که شخصیت اصلی و داستان در انیمیشن درون و بیرون یک کودک بود و الان بزرگ شده است و نوجوان شده آنچه در ذهن یک نوجوان می گذرد با ذهنیتهای کودکان و بزرگسالان كاملاً متفاوت است و نوجوان احساسات جدیدی را تجربه میکند که در این انیمیشن به خوبی به تصویر کشیده شده است.

سوالی که از آقای دکتر گلپایگانی دارم این است کــه محتوای این انیمیشن و داستان آن چطور شکل گرفته است که توانسته مضمون و محتوای مد نظر خود را به رو بیاورد و به خوبی نشان بدهد؟
دکتر سیدعلیرضا گلپایگانی/

یکی از وظایف فیلمساز و هنرمند این است که مسائل اجتماعی جامعه خود را احصا نموده و با استفاده از هنر خود برای حل آنها تلاش کند. یکی از دروسی که ما تدریس میکنیم این است که نظام مسائل اجتماعی مورد بررسی قرار میگیرد. بنده به عنوان یک پدر یا به عنوان یک فرد در جامعه این را درک میکنم که اگر بخواهم پند و اندرزی به فرزند خود بدهم ابتدا باید او را سرگرم کنم و در پوشش آن سرگرمی دو طرفه نصیحت خود را به او بگویم. در این انیمیشن هم ما فارغ از نظام مسائل اجتماعی درگیر نظام مسائل ذهنی خود میشویم. در این انیمیشن و برای هر نوع انیمیشن دیگری، برای شکل گیری درام ما باید یک نیروی مثبت و یک نیروی منفی داشته باشیم تا داستان شکل بگیرد و این نوع ابزار در ادبیات دینی ما و در میان فلاسفه ما و شعرای ما بسیار کاربرد داشته است اما آنچه در این انیمیشن دیده می شود آن است که این نیروی بد همان اضطرابی است که در ذهن شخصیت اول داستان وجود دارد و گاهی اثرات مثبت داشته و گاهی اثرات منفی دارد و این انیمیشن توانسته است موضوعات ذهنی ما را، که بسیار پیچیده هم هست در قالب یک داستان و روایت و به سادگی مطرح نماید. بنده خود نمایشنامهنویسی و فیلمنامهنویسی را تدريس میکنم و عناصری که در فیلمنامه باید وجود داشته باشد، در این انیمیشن تمام چیزهایی که اتفاق افتاده نقطه مقابل این عناصر بوده است چرا که شخصیت اصلی این داستان یک دختر ۱۳ ساله معمولی است و اگر شما این کیس را به هر کمپانی ارائه دهید آن را رد خواهد کرد چرا که اولین سوال آنها این است که این دختر ۱۳ ساله چه جذابیتی دارد که بخواهند روی آن کار کنند. آیا ما برای ایجاد جذابیت حتماً باید یک غول چراغ جادو یا یک اژدها یا یک موجود ماورایی داشته باشیم تا بتوانیم جذابیت ایجاد کنیم؟ این فیلم صرفاً برای کودک و نوجوان طراحی نشده است بلکه این فیلم برای بزرگسالان است که بدانند در ذهن نوجوان آنها چه می گذرد و در واقع آنچه توانسته است این فیلم را جذاب کند، جذابیتهایی است که در محتوای آن وجود دارد و هم مسئله روز است.

سوالی که بنده دارم این است که این انیمیشن چطور توانسته است هیجانات مخاطب را به وجد بیاورد و مخاطب را با خود درگیر کند؟
عباس جواهری/

بسیاری اوقات ما احساسات درونی خود را تجربه میکنیم اما نمیتوانیم در مورد آنها صحبت کرده و آنها را توصیف کنیم و بسیاری اوقات ما حالمان خوب نیست اما نمی دانیم که دقیقا چه مشکلی داریم و این مسئله در آقایان بیشتر است. ولی این انیمیشن توانسته است آنچه را که ما به صورت روزمره تجربه میکنیم را خارج کرده و آن را در قالب یک داستان به ما نشان دهد. بگذارید یک مقداری درباره نوجوانی صحبت کنیم. در دوره نوجوانی برخی از احساسات در ما بیدار میشود و این احساسات با ما به دوران بزرگسالی منتقل میشوند. همانطور که رایلی (در انیمیشن) میخواهد موفق شود ما هم میخواهيم موفق شویم. ما میخواهیم ما را دوست داشته باشند. ما میخواهیم که تنها نباشیم و ما میخواهیم احساس تعلق کنیم. حدس من این است که درون و بیرون ۳ ساخته میشود و در آن رایلی یک جوان ۱۸ یا ۱۹ ساله است که احساسات خود را به دوران بزرگسالی می آورد.
دفترچه قرمزی که رایلی روی میز داشت تجربه قضاوت شدنهای او بود. تجربه قضاوت شدن برای هریک از ما یک تجربه جدیست. فرایند قضاوت شدن فرایند بسیار پیچیده است. اما همین مقدار که به شما بگویم که وقتی ما در معرض قضاوت دیگران قرار میگیریم باز هم از ذهنیاتی که از خود داریم قضاوت دیگران در مورد خودمان را شکل می دهیم. یک چیز بسیار مهمی که در ما در روانشناسی به آن میپردازیم؛ Self Concept است و این در واقع همان باور هر شخص نسبت به خود است. این باور میتواند مثبت يا منفی باشد و اگر به شما بگویم که تمام کار ما در رواندرمانی این است که باور شخص نسبت به خودش را مثبت کنیم؛ گزافه نیست چرا که اگر باور هر شخص نسبت به خودش مثبت باشد آنگاه صداهایی که در ذهن افراد است متفاوت خواهد شد و آن وقت صداهایی که تغییر کردهاند میتوانند روی شخصیت ما تاثیر بگذارند و دوباره آن را بازسازی کنند. در انیمیشن الگوهایی که در کنار رایلی بودند هر کدام آن صداهای ذهنی او بودند هر چند با اختلاف رنگ موضوعات مختلفی داشتند اما می توانست اندازه این گوی ها هم متفاوت باشد چرا که هر خاطر و هر ذهنیتی در انسان یک وزن و میزان اهمیت و شدت خود را دارد.




