نشستهای قرار هفت، فرصتی ارزشمند است که اهالی هنر، فرهنگ و تربیت برای تبادل نظر و گفتوگو درباره موضوعات علمی و تخصصی گرد هم میآیند. سلسله نشستهای نقد و بررسی سینمای کودک و نوجوان؛ در قالب ویژهبرنامهی سیوهفتمین دوره جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان در بنیاد سینمایی فارابی برگزار شد. اولین نشست با موضوع «مروری بر کارنامه ده سال اخیر جشنواره فیلم کودک و نوجوان» با حضور علیرضا شجاع نوری؛ بازیگر و تهیهکننده سینما، مجید زینالعابدین؛ مشاور رئیس سازمان صدا و سیما و حامد جعفری، مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی برگزار گردید.
مجید زین العابدین/

نقش جشنواره در تداوم حیات سینمای کودک و نوجوان
جشنواره، موتور محرک و عامل تشویقکنندهای برای تقویت سینمای کودک و نوجوان تلقی میشود و اگر قرار باشد جشنواره مورد بررسی قرار گیرد، ابتدا باید وضعیت فیلم کودک و نوجوان بررسی شود. جشنواره، در آغاز فعالیت خود، زیرمجموعهای از جشنواره فیلم فجر بود؛ اما بعدها، سیاستهای تقویتی موجب جدایی جشنواره فیلم کودک و نوجوان از جشنواره فجر شد و هویتی مستقل و جدید به سینمای کودک و نوجوان بخشیده شد تا امکان رشد مناسبتری برای آن فراهم شود.
برای تحلیل جشنواره، لازم است وضعیت آن به چند بخش متفاوت تقسیم شود؛ همچنانکه اساساً سینمای کودک و نوجوان نیز باید از منظر هویتی مورد بازبینی قرار گیرد. امروزه برخی افراد همچنان در فضای سینمای دوران کودکی خود باقی ماندهاند و ذهن آنان در مقطعی خاص متوقف شده است؛ اما واقعیت آن است که اکنون عصر فرارسانهها و دوره رسانههای چندبعدی فرا رسیده است. دورانی که صفهای چندصد متری برای تماشای فیلمها شکل میگرفت، سپری شده و حتی در حوزه فیلمهای کودک نیز دیگر با چنین وضعیتی مواجه نیستیم. علت این مسئله نیز روشن است؛ زیرا راههای دسترسی به فیلم، دیگر محدود به پرده سینما نیست و پلتفرمهای گوناگون، امکان دسترسی کودکان و نوجوانان به آثار متنوع را فراهم کردهاند. ازاینرو، در تحلیل سینمای کودک و جشنواره، باید به سیال بودن، تغییرپذیری، رشد و پویایی سینما و همچنین وضعیت فیلم در جامعه توجه شود.

جشنواره، افزون بر آنکه نقش مشوق را ایفا کرده، توانسته است بهعنوان موتور محرک فیلمسازی کودک نیز عمل کند. دومین کارکرد آن، تجلیبخشی به آثار و سینمای کودک و نشان دادن زنده بودن این جریان است. اگر چنین جشنوارهای وجود نداشته باشد، شاید اساساً حیات سینمای کودک بهصورت جمعی مورد توجه قرار نگیرد. تولیدات سینمای کودک در سالهای اخیر کاهش یافته است که یکی از دلایل آن، مسائل اقتصادی و تجاری است. در واقع، جشنواره را میتوان نماد حیات سینمای کودک و نوجوان دانست.
در خصوص موضوع دبیرخانه دائمی نیز این نکته کاملاً درست است و ضروری است که تمامی دبیرخانههای جشنوارهها، بهویژه جشنواره فیلم کودک و نوجوان، دائمی باشند تا سینماگران بهصورت مستمر بتوانند با جشنواره در ارتباط باشند. تحقق این امر از وظایف بنیاد سینمایی فارابی است و این جشنواره باید بهعنوان پیشران سینمای کودک و نوجوان عمل کند.
حامد جعفری/

نقش جشنواره در هدایت سینمای کودک و نوجوان
همواره جشنواره، بهعنوان یک میعادگاه نگریسته شده؛ چراکه در این جشنواره، همه فیلمها در کنار یکدیگر مقایسه میشوند و به فیلم کودک اهمیت داده میشود و موضوع اصلی آن نیز فیلم کودک و نوجوان است. با توجه به تجربه حضور در جشنواره فجر نیز میتوان گفت که حلاوت و صمیمیتی که در این جشنواره وجود دارد، در جشنواره فجر دیده نمیشود.
سینما، هنری گرم است؛ یعنی هنری که میتوان بهصورت جمعی از آن لذت برد. حضور در سینما و خندیدن دستهجمعی، حال و احساسی را به مخاطب منتقل میکند که تماشای فیلم در منزل قادر به انتقال آن نیست. این مسئله برای فیلمساز بسیار اهمیت دارد؛ زیرا امکان برقراری ارتباط با مخاطب و دریافت بازخوردهای فیلم ساختهشده فراهم میشود و بهترین بستری که این امکان را مهیا میکند، جشنواره فیلم کودک ونوجوان است.
در این جشنواره، داورانی حضور دارند که آثار را داوری میکنند و همین صراحت داوران، همراه با حضور کودکان و قضاوت آنان درباره فیلمها، فرصتی بینظیر برای فیلمساز کودک فراهم میآورد. در جهان نیز جشنوارههای مختلفی وجود دارند که همین کارکردها را برای فیلمسازی در کشورهای خود ایفا میکنند.

آنچه تنظیمگری در جشنواره را رقم میزند، همین بازخوردهای مستقیم مخاطبان به فیلمسازان است و همین داوریها نیز به فیلمسازان برای ساخت آثار بعدی جهت میدهد. این روند میتواند نقش مهمی در تنظیمگری و ادامه مسیر ایفا کند. همانگونه که جشنواره فجر، بهار سینمای ایران تلقی میشود، در حوزه کودک و نوجوان نیز این جشنواره، بهار سینمای کودک و نوجوان به شمار میآید.
نکته دیگری که در این میان رخ میدهد، این است که متناسب با بهایی که به جشنواره داده میشود، تلاش میشود این تصور از میان برود که جشنواره کودک و نوجوان صرفاً بستری و پلهای برای ورود به فیلمسازی بزرگسال است.
مجید زین العابدین/

سینمای کودک؛ نیازمند سیاستگذاری و حمایت پایدار
بیشک جشنواره فیلم کودک و نوجوان برای تنظیمگری در این حوزه لازم است، اما کافی نیست. سینمای کودک الزاماً معادل گیشه تلقی نمیشود؛ چراکه اهداف آموزشی و تربیتی را دنبال میکند و لزوماً با رویکرد اقتصادی وارد این عرصه نمیشود. اساساً در این حوزه، گیشه نمیتواند تمامی هزینههای تولید فیلم کودک را تأمین کند. از اینرو، سینمای کودک نیازمند حمایت نهادها و دستگاههای مختلف بهعنوان پیشرانهای این عرصه است.
از سوی دیگر، انیمیشن کودک در ده سال اخیر توانسته است به یکی از پیشرانهای اصلی سینمای کودک تبدیل شود. انیمیشنهای موفقی که طی این سالها در سطح ملی و بینالمللی درخشیدهاند، خود به تقویت سینمای کودک و حتی سینمای رئال کمک کردهاند. برای نمونه، فیلم «بامبولک» بهخوبی توانسته است بهعنوان یک اثر کودک بدرخشد و در سطح بینالمللی نیز مطرح شود.
البته وجود سیاستهای حمایتی ضروری است تا سینمای کودک بتواند جایگاه واقعی خود را بازیابد؛ اما یک جشنواره یکهفتهای بهتنهایی نمیتواند بارِ یکسال جهتدهی و تنظیمگری سینمای کودک کشور را بر دوش بکشد. در حال حاضر، دو یا سه نهاد به این حوزه کمک میکنند. با این حال، همین نهادها نیز بهتنهایی مولد نیستند و نیازمند حمایت دولتاند تا بتوانند از سینمای کودک پشتیبانی کنند.
گاهی از تعبیر «فیلمهای نهادی» یا «فیلمهای دولتی» استفاده میشود؛ در حالی که نباید این تعبیرها دچار ابتذال معنایی شوند، زیرا اساساً وظیفه این نهادها حمایت از سینمای کودک است.
ساختار کلی کشور، باید به سینمای کودک توجه جدی داشته باشند و از آن حمایت کنند. نهادها و ساختارهای اصلی کشور باید حامی سینمای کودک باشند؛ لازم است از سینمای کودک نیز حمایت شود تا این حوزه فربهتر شده و امکان تولید آثار بزرگتر و اثرگذارتر را پیدا کند. همچنین میتوان برای شرکتها و مجموعههای فعال در عرصه سینمای کودک، متناسب با سیاستهای فرهنگی ـ نه صرفاً سیاستهای اقتصادی ـ معافیتهای مالیاتی در نظر گرفت.
نهاد های تربیتی و آموزشی نیز، از آنجا که کودک مخاطب مستقیم آن است، نقش بسیار مهمی در این زمینه دارد و باید به سینمای کودک کمک کند تا منظومهای منسجم از حمایت در این عرصه شکل بگیرد.
البته جشنواره نیز به اندازه ظرفیت خود این وظایف را انجام میدهد، اما این میزان کافی نیست. بهویژه پس از دوران کرونا که سه یا چهار سال وقفه و برگزاری مجازی جشنواره را در پی داشت، لازم است این جشنواره دوباره جان بگیرد و مسیر توسعه خود را از سر بگیرد.
حامد جعفری/

مسیر تقویت سینمای کودک
موضوع حمایتها اهمیت اساسی دارد و متولی اصلی این حوزه بنیاد سینمایی فارابی است. اساساً سپردن جشنواره به این بنیاد نیز در همین چارچوب قابل فهم است.
همچنین موضوع گیشه و اکران نیز از اهمیت بالایی برخوردار است. از آنجا که مخاطب در این حوزه توان مطالبهگری بالایی برای تولید فیلم ندارد، برخی با تساهل و تسامح، سینمای کودک و نوجوان را صرفاً یک ژانر تلقی میکنند؛ در حالی که خود سینمای کودک و نوجوان دارای ژانرهای متنوعی است. همین نگاه تقلیلگرایانه و محدود، باعث میشود تولیدات اندک باقی بماند و حوزه رشد کافی نداشته باشد.
در مقابل، هر زمان که اثر موفقی تولید و عرضه شده، تجربه نشان داده است که سایر فیلمسازان و سرمایهگذاران نیز به این حوزه ترغیب شدهاند. برای مثال، تجربه فیلم «فیلشاه» مؤید همین مسئله است. بنابراین لازم است تولید آثار باکیفیت بهصورت مستمر افزایش یابد تا زمینه جذب سرمایهگذاری در این حوزه فراهم شود و این امر بهتدریج موجب تقویت سینمای کودک در طول سال خواهد شد.
به بیان دیگر، سینمای کودک باید بهگونهای باشد که کودک در هر زمان از سال بتواند به فیلم مناسب خود دسترسی داشته باشد و در سینما فیلم کودک و نوجوان را پیدا کند و تماشا کند.
برای نمونه، در مورد فیلم «بامبولک» نیز مسئلهای که مطرح میشود این است که قهرمانان و شخصیتها در ذهن مخاطب ماندگار نمیشوند؛ در حالی که ضروری است زنجیره ارزش این شخصیتها در قالب محصولات مکمل و مرتبط برای کودکان ادامه پیدا کند تا این شخصیتها در ذهن مخاطب تثبیت شوند.
بنابراین یکی از راهبردهای مهم، تولید مستمر آثار باکیفیت است تا سایر فعالان نیز به حضور در این عرصه ترغیب شوند. در عین حال، سرمایهگذاری بخش خصوصی زمانی شکل میگیرد که احتمال موفقیت افزایش یافته باشد و این احتمال نیز ارتباط مستقیمی با استقبال مخاطب دارد. استمرار ارتباط مخاطب با سینما میتواند زمینهساز افزایش این اعتماد شود. این امر نیز در گرو تولید آثار قوی، حمایتهای دولتی و ایجاد شرایط مناسب برای ورود بخش خصوصی است.
در کنار این موارد، برخی حمایتهای اجرایی نیز قابل تصور است؛ از جمله اینکه فیلمهای کودک و نوجوان در صف بررسی و اخذ مجوز، خارج از نوبت رسیدگی شوند. همچنین میتوان مدت زمان اکران این فیلمها در سینما را افزایش داد تا فرصت بیشتری برای دیدهشدن در اختیار آنها قرار گیرد.
مجید زین العابدین/

نوجوان و فقدان فیلمهای اختصاصی در سینمای ایران
اساساً فیلم ساختن برای کودک بسیار سادهتر از فیلم ساختن برای نوجوان است؛ زیرا مختصات دنیای کودک همواره مشخصتر است، اما نوجوان در مرحلهای میان کودکی و بزرگسالی قرار دارد و با مجموعهای از ویژگیهای خاص و پیچیده مواجه است. از اینرو، فیلمسازی در این حوزه بسیار دشوارتر خواهد بود.
فیلمساز باید با زبان نوجوان امروزی فیلم بسازد. مشکل اصلی در این زمینه، شکاف بیننسلی است که موجب میشود در انتقال پیام فیلم تولید شده، مخاطب نتواند پیام را دریافت کند و در نتیجه ارتباط مؤثری با اثر برقرار نشود. در این میان، جشنواره میتواند کمک کند تا فیلمساز از نزدیک با مخاطب خود ارتباط برقرار کند و دنیای او و زبان او را بهتر درک نماید تا بر اساس آن بتواند آثار بعدی خود را تولید کند.
مسئله دیگر این است که الگوی مواجهه کودک و نوجوان با سینما متفاوت است. کودک معمولاً همراه والدین به سینما میرود و فیلم را تماشا میکند، و بزرگسال نیز خود بهصورت آگاهانه سینما را انتخاب میکند؛ اما نوجوان نه بهطور کامل از طریق والدین به سینما هدایت میشود و نه آنقدر به ثبات انتخاب رسیده است که صرفاً بر اساس منطق و استدلال سینما را انتخاب کند. در نتیجه، نوجوان در میان این هیاهوی انتخاب میان انواع سرگرمیها، بهصورت سیال ممکن است سینما را انتخاب کند یا نکند.
در همین زمینه، امروز با فیلمهایی مواجه هستیم که «درباره نوجوان» ساخته میشوند، نه «برای نوجوان»، و این یک خطای اساسی است. همچنین ردهبندی سنی نیز در برخی موارد دقیق نیست؛ زیرا اگر فیلمی درباره کودک و نوجوان باشد، در واقع باید والدین مخاطب اصلی آن باشند، نه خود کودک و نوجوان. بنابراین، ردهبندی سنی باید دقیقتر و متناسبتر تعریف شود، نه اینکه صرفاً محدودیتهای کلی و غیرکارکردی اعمال شود. در غیر این صورت، نوجوان احساس میکند اساساً فیلمی برای او وجود ندارد که بخواهد آن را دنبال کند.
در سال گذشته برای نخستینبار، اکران و نمایش فیلمهای کودک و نوجوان تفکیک شد؛ زیرا کودکان درک روشنی از دنیای نوجوانی ندارند و در نتیجه، فیلمهای کودک برای مخاطب نوجوان میتواند خستهکننده باشد.
در جشنواره فیلم فجر، فیلم «زیبا صدایم کن» به کارگردانی آقای صدرعاملی، بهعنوان بهترین فیلم انتخاب شد؛ با این حال، کمتر کسی آن را بهعنوان یک فیلم نوجوان تلقی کرد، در حالی که در واقع اثری کاملاً نوجوانمحور بود. آقای صدرعاملی نیز سابقهای جدی در این حوزه دارد، اما نه سیاستگذاران، نه اهالی سینما و نه رسانهها این فیلم را بهعنوان یک اثر نوجوان به رسمیت نشناختند.
تا زمانی که رسانهها به سینمای کودک و نوجوان توجه و آن را برجسته نکنند، اتفاق مؤثری در این حوزه رخ نخواهد داد.
حامد جعفری/

سینمای نوجوان؛ حوزهای دشوار اما اجتنابناپذیر
دوره نوجوانی، دوره گذار از کودکی به بزرگسالی است و یک مرحله ایستا محسوب نمیشود؛ بلکه نوجوان در حال عبور و گذار از این مرحله است و این دوره، مختصات و ویژگیهای خاص خود را دارد.
بسیاری از افرادی که به حوزه سینمای کودک وارد شدهاند، به دلیل وجود دغدغه در این عرصه بوده است، اما در حوزه نوجوان، کار جدی و منسجم چندانی صورت نگرفته است. از سوی دیگر، امکان وارد کردن فیلمهای خارجی نوجوان و نمایش آنها نیز بهسادگی وجود ندارد و محدودیتهای فرهنگی و اخلاقی، این مسیر را با چالش مواجه میکند؛ بنابراین چارهای جز تولید فیلم نوجوان در داخل کشور وجود ندارد.
برای مثال، فیلم «باغ کیانوش» زمانی که ساخته شد، در ابتدا تصور نمیشد که با این میزان از موفقیت مواجه شود، اما در عمل موفق شد. همانطور که پیشتر نیز اشاره شد، باید آثار خوب در این حوزه تولید شود تا بهعنوان الگو عمل کند و دیگران نیز به این عرصه ترغیب شوند.
اگر قرار است افراد جدیدی وارد این حوزه شوند _ که با توجه به پیچیدگیهای دوران نوجوانی، تولید اثر در این حوزه بسیار دشوارتر نیز هست _ باید اساساً دغدغه این حوزه را داشته باشند. در گذشته، یکی از دلایل حضور پررنگتر آثار نوجوان، همین وجود دغدغه در میان فیلمسازان بود؛ اما امروز این میزان دغدغه کاهش یافته است. در واقع، تنها راه، تربیت و تقویت افراد دغدغهمند در این حوزه است تا بهصورت جدی وارد تولید آثار نوجوان شوند.
کاری که جشنواره میتواند در این زمینه انجام دهد، ایجاد تفکیک میان فیلم کودک و فیلم نوجوان در بخش داوری و اهدای جوایز است؛ امری که در برخی دورهها، توسط داوران نیز مورد توجه قرار گرفته است.
در ابتدای شکلگیری فعالیتهای انیمیشن، این نگاه وجود داشت که تولید انیمیشن، کاری بلندمدت است؛ بهگونهای که امروز تولید شود و سالها بعد نتیجه آن دیده شود. سینمای کودک و نوجوان نیز چنین ماهیتی دارد و نباید انتظار داشت که در کوتاهمدت تحول اساسی در آن رخ دهد.
نکته مهم دیگر، تجربه نشان داده است زمانی که برخی نهادها بدون آمادگی کافی وارد تولید انیمیشن یا آثار کودک و نوجوان شدهاند _ از جمله برخی سازمانها در دهه ۹۰_ نتیجه چندان موفقی حاصل نشده و حتی نوعی عقبگرد در میزان اقبال مخاطب ایجاد شده است. این مسئله میتواند برای ورود بخش خصوصی نیز ریسک ایجاد کند؛ زیرا تولید آثار ضعیف، مخاطب را از سینما دور میکند و در نتیجه، سرمایهگذاری در این حوزه را پرریسکتر میسازد.
بنابراین، مهمترین اصل این است که یا تولید صورت نگیرد، یا اگر تولیدی انجام میشود، از کیفیت و استاندارد لازم برخوردار باشد.
مجید زین العابدین/

مسئله تولید در سینمای کودک و نوجوان
در میان فیلمسازان، هر آنچه از دل و درون فیلمساز برآمده و با دغدغه و اندیشه شخصی او پیوند داشته باشد، معمولاً به اثر موفقتری منجر میشود. از اینرو، اولویت باید معطوف به سوژههایی باشد که برای فیلمسازان مسئله و دغدغه واقعی ایجاد کردهاند؛ هرچند در کنار آن، وجود آثار سفارشی نیز اجتنابناپذیر است و در برخی موارد ناگزیر به سفارش تولید به فیلمسازان هستیم، اما اصل بنیادین باید حمایت از آثاری باشد که از درون تجربه و دغدغه فیلمساز شکل گرفتهاند.
در خصوص محدودیتها و موضوع سانسور در سینمای کودک و نوجوان _ از جمله مواردی که به موضوعاتی نظیر بلوغ اشاره دارد _ باید بیان کرد که این موارد بیشتر مبتنی بر برداشتهای حسی و ذهنی است و لازم است با پیمایشهای دقیق و استاندارد مورد بررسی قرار گیرد. در واقع، میزان محدودیت در سینمای کودک و نوجوان، آنگونه که گاه تصور میشود، شدید نیست؛ بلکه در مقایسه با سایر حوزههای سینما، این بخش از آزادی عمل بیشتری برخوردار بوده است، هرچند بدیهی است که سینمای کودک نیز مانند تمامی سینماهای جهان، دارای قواعد و ضوابط خاص خود است که با سینمای بزرگسال متفاوت است.
بهعنوان نمونه، در یکی از تولیدات مربوط به مخاطب خردسال که برای عرضه در بازار خارجی آماده شده بود، با وجود استقبال اولیه، تنها به دلیل وجود یک صحنه شامل حضور یک جسم تیز در دست شخصیت اصلی، از سوی طرف خارجی مورد پذیرش قرار نگرفت. این مسئله نشان میدهد که در سایر کشورها نیز مقررات و حساسیتهای خاص خود در حوزه محتوای کودک وجود دارد.
البته در عمل، همچنان برخی ارزیابیها و ردهبندیهای سنی در کشور بهصورت سلیقهای انجام میشود؛ بهگونهای که برای برخی آثار، ردهبندیهایی مانند مثبت ۱۲ یا مشابه آن تعیین میشود. در این میان، تلاشهایی نیز برای ساماندهی نظام ردهبندی سنی صورت گرفته است و در دورهای، پژوهشهایی در این زمینه در بنیاد سینمایی فارابی انجام شده است که توسط خانم اطهرپور مورد پیگیری قرار گرفته است. با این حال، دسترسی نظاممند به نتایج این پژوهشها محدود بوده و در صورت فراهم شدن امکان دسترسی و بهرهبرداری از آنها، میتواند به ارتقای نظام ردهبندی و سیاستگذاری در این حوزه کمک قابل توجهی کند.
حامد جعفری/

فهم عمیق سینمای امروز کودک
بوقتی کل بودجه سینمای کودک و نوجوان در یک سال، معادل قرارداد یک فوتبالیست هم نمیشود، چگونه میتوان انتظار داشت که نزدیک به ۱۳ میلیون دانشآموز، بهعنوان جامعه هدف کودک و نوجوان، از نظر فرهنگی و تربیتی بهدرستی پوشش داده شوند.
با ذهن آنالوگ نمیتوان برای ذهن دیجیتال تولید محتوا کرد. این یک واقعیت انکارناپذیر است. درست است که دهه شصت، دههای پرافتخار در حوزه سینمای کودک و نوجوان بوده است، اما کودک و نوجوان امروز، کودک و نوجوان دهه شصت نیست. از اینرو، مشاهده میشود که برخی سینماهای قدیمی و سنتی با کاهش مخاطب مواجهاند، در حالی که پردیسهای سینمایی با امکانات جدید، با استقبال بیشتری روبهرو هستند. بنابراین، روشها نیز باید متناسب با تغییر مخاطب، دستخوش تحول شوند.
امروز کودکان ما با ابزارهایی مانند هوش مصنوعی در تعامل هستند و طبیعتاً باید از تکنیکها و ظرفیتهای جدید نیز برای جذابتر شدن آثار استفاده شود. در همین راستا، پیشنهاد این است که بنیاد سینمایی فارابی _ همانگونه که برای نگارش فیلمنامه هزینه و حمایت اختصاص میدهد _ بهعنوان متولی، نقش پژوهشی در حوزه سینمای کودک و نوجوان را نیز تقویت کند تا این پژوهشها بتوانند فیلمسازان را هرچه بیشتر به مخاطب نسل جدید نزدیک کنند.
برای مثال، استفاده از هوش مصنوعی در سینما میتواند بهعنوان یک محور پژوهشی مورد توجه قرار گیرد؛ بهگونهای که هم نقش آن در تکنیکهای فیلمسازی و هم در تولید محتوا و مضمون در سینمای کودک و نوجوان مورد بررسی قرار گیرد.
نکته دیگر آن است که نباید «محدودیت» و «سانسور» بهعنوان مفاهیم هممعنا تلقی شوند. محدودیت به این معناست که برای هر رده سنی، خطوط قرمز و ضوابط مشخصی وجود دارد که باید رعایت شود. در سطح بینالمللی نیز چنین است؛ بهعنوان نمونه، ممکن است فیلمی با بودجههای بسیار سنگین تولید شود، اما برای اخذ مجوز نمایش در رده سنی پایینتر، بخشهایی از آن حذف شود و این امر بهصورت رسمی انجام میگیرد.
بنابراین، محدودیت به معنای تعریف دقیق این است که هر اثر با چه ویژگیها و مختصاتی میتواند برای چه گروه سنی مناسب باشد. اگر این نظام ردهبندی سنی بهصورت دقیق، استاندارد و علمی در کشور تدوین و اجرا شود، میتواند بهطور قابل توجهی به فیلمسازان در مسیر تولید کمک کند.




