سینما به عنوان رسانهای تاثیرگذار، نقش مهمی در شکلدهی به فرهنگ و هویت نوجوانان دارد و از اوایل قرن بیستم در سطح بین الملل با اولین تولیدات مختص به این رده سنی، با به تصویر کشیدن مشکلات نوجوانان و چالشهای هویتی آنها، سینمای نوجوان مطرح شد. در دهه 1970 فیلمها متنوعتر شده و به مسائل گستردهتری پرداختند. در دهه 90 و اوایل 2000، با تغییر شکل سیستمهای ارتباطی و پیشرفت فناوری، محتوای فیلمهای نوجوان نیز دستخوش تغییراتی به لحاظ محتوایی شدند. با ورود به دهه 2010، شاهد ساخت فیلمهایی با اقتباس از کتابهای پرفروش بودیم، که این موضوع به یکی از چرخشهای تحول آفرین در حوزه سینمای نوجوان اشاره دارد. سینمای نوجوان در سطح جهانی، همچنان در حال تغییر و دگرگونی است؛ حال آنکه در سینمای ایران، همنشینی دو واژه کودک و نوجوان در کنار هم منجر شده تا حوزه نوجوان مغفول بماند و افزایش آمار تولیدات بیشتر متوجه و منوط به حوزه کودک، خصوصا از دهه 70 به بعد شود؛ تا جاییکه برای نوجوان امروزی، واژه سینمای نوجوان عبارتی غریب و دور از ذهن است. این در صورتی است که نوجوان نیاز به دیده شدن، توجه و درک شدن دنیایش توسط جامعه و اطرافیان دارد. اینکه ما نوجوان را بر سر سفرهای بنشانیم، که کودک را نشاندهایم، نوجوان را از جامعه اطرافش دورتر کرده و این اتفاق منجر به هدایت او به محصولات خارجی خواهد شد؛ چرا که ما به این وسیله نوجوان را از یکی از حوزههای مصرفی اثرگذار او در جامعه دور کردهایم. سینما برای نوجوان میتواند بستری جهت:
1. انتقال پیامهای اجتماعی
2. ایجاد فرصتی برای تفریح و سرگرمی
3. تقویت مهارتهای تحلیلی باشد.
دشواری درک دنیای نوجوان و فهم و شناخت گفتمان آنها و همچنین چالشی و پیچیدهتر بودن مسائلشان، از جمله عواملی است که تولیدکنندهها را از نزدیکی به این فضا ترسانده و دور نگه داشته است. این در صورتی است که همان تولیدات حداقلی دهه نود با استقبال خوب مخاطبین مواجه شده که نشان دهنده نیاز جامعه و طالب بودن نوجوانان نسبت به داشتن سینمایی مستقل است.
عدم همنوایی و همسانی به لحاظ تفکر حاکم بر فیلم و دیالوگها و گفتمان، میتواند ارتباط بین نوجوان و محصول تولید شده را بیش از پیش زیاد کند. جلوگیری از این امر، مستلزم شناخت عمیق و دقیق فیلم سازان از نوجوانان است؛ این شناخت شامل ویژگیهای دموگرافیک آنها، علائق و ترجیحات، چالشها و مشکلات و رسانههای مصرفی آنها است. پیوند عمیقتر بین روانشناسان و متخصصان حوزه سینما، میتواند به شکلگیری جریانی مستقل در خصوص سینمای نوجوان کمک شایانی کند.
سینمای نوجوان، به لحاظ محتوا، به داستانهایی واقعی و معنادار که نماینده چالشها و مشکلات آنها باشد نیاز دارد. نوجوان امروز، خواهان فضایی است که به نیازهایش پاسخ بدهد و دنیای واقعی خویش را ببیند تا بتواند با آن احساس همسانی، همزیستی و همنوایی داشته باشد.
همچنین استفاده از فناوریهای جدید، مانند واقعیت مجازی (VR) و واقعیت افزوده (AR)، میتوانند تجربه تماشای فیلم را برای نوجوانان جذابتر کنند. پژوهشها نشان میدهد که استفاده از این فناوریها میتواند مشارکت و تعامل نوجوانان را افزایش دهد و بر جذابیت محتوا برای آنها بیافزاید.
و در آخر باید اشاره کرد که بهبود و تقویت این حوزه، بدون حمایت دولتها امکان پذیر نخواهد بود؛ دولتها موظفند با تعریف رویکردهای فرهنگی، حمایت از تولید محتوا، تضمین دسترسی، توجه به نیازهای روانی و اجتماعی، مبارزه با محتوای نامناسب، ایجاد مشارکتهای بین نهادی و فراهم کردن فرصتهای آموزشی به شکل گیری و رونق سینمای نوجوان کمک کنند.
سینمای نوجوان با تمام چالشهای خود، میتواند بستر مناسبی برای انتقال پیامهای اجتماعی، آموزش و پرورش، تفریح و سرگرمی و تقویت مهارتهای تحلیلی نوجوانان باشد. بررسیها نشان میدهند که ارائه حمایتهای مالی و معنوی، استفاده از تجربیات موفق و ناموفق گذشته، بررسی دقیق آثار خارجی حوزه نوجوان و تقویت همکاریهای بینرشتهای و استفاده از فناوریهای جدید میتواند به بهبود وضعیت سینمای نوجوان کمک کند و آن را به عنوان یک بخش جدی و مؤثر در فرهنگ جامعه معرفی کند.
زهرا نادری؛ پژوهشگر اندیشکده امید




