پژوهش حاضر با هدف بررسی نحوه درک، تحلیل و تجربه کودکان و نوجوانان از انیمیشن ایرانی «بچهزرنگ» انجام شده است. تمرکز اصلی مطالعه بر سنجش «سواد تماشا» و بررسی این موضوع بوده که مخاطبان چگونه پیامها، روایت داستان، روابط علت و معلولی و مفاهیم اخلاقی و عمیق این انیمیشن را فهم و تفسیر میکنند.
در این راستا، در بهمن ۱۴۰۲ بیش از ۱۴۰۰ دانشآموز از پایه سوم دبستان تا نهم متوسطه از سراسر کشور که انیمیشن را دیده بودند، در پژوهش شرکت کردند. برای سنجش میزان درک شناختی مخاطبان، مجموعهای از ۲۴ سؤال شناختی مبتنی بر چارچوب آزمون بینالمللی PIRLS طراحی و تحلیل شد. همچنین پرسشهایی درباره تجربههای انگیزشی و نگرشی دانشآموزان در هنگام تماشای انیمیشن مطرح گردید. نتایج آزمونها از روایی و قدرت افتراق مناسبی برخوردار بوده و امکان تمایز بین گروههای دارای سواد تماشای بالا و پایین را فراهم کرده است.
یافتههای پژوهش نشان میدهد انیمیشن «بچهزرنگ» برای بسیاری از دانشآموزان صرفاً یک اثر سرگرمکننده نبوده و توانسته آنها را وارد فرآیند فکر کردن، قضاوت و تحلیل کند. دانشآموزانی که نمره بالاتری در سواد تماشا داشتهاند، روایت داستان را بهصورت یک کل منسجم درک کرده، روابط علت و معلولی پنهان را بهتر تشخیص داده و پیامهای اخلاقی و عاطفی داستان را عمیقتر فهمیدهاند. در مقابل، دانشآموزان با سواد تماشای پایینتر، بیشتر جذب صحنههای هیجانی سطحی شده و در تحلیل لایههای عمیقتر روایت با دشواری مواجه بودهاند.
نتایج همچنین نشان میدهد نوع هیجان تجربهشده با سطح پردازش شناختی ارتباط مستقیم دارد؛ بهگونهای که هیجانهایی مانند خشم و برانگیختگی آنی با پردازش سطحی همراه بوده، در حالی که کنجکاوی و همدلی با درگیری شناختی عمیقتر ارتباط داشتهاند. از نظر جنسیتی نیز اگرچه میانگین نمره سواد تماشای پسران بالاتر گزارش شده، اما دختران در بخشهای عاطفی روایت، بهویژه پایانبندی داستان، درگیری هیجانی عمیقتری را تجربه کردهاند.
یافتهها همچنین بر نقش عوامل زمینهای تأکید دارد. علاقه به مطالعه، دنبال کردن محتوای تحلیلی و وجود زمینههای فرهنگی و خانوادگی، با نمره بالاتر سواد تماشا و درک عمیقتر پیامهای اخلاقی انیمیشن همراه بوده است. در عین حال، کاهش دقت پاسخها در سؤالات تحلیلی پیچیده نشان میدهد که تحلیل روابط پنهان و استدلال علّی، از دشوارترین مهارتها برای مخاطب کودک و نوجوان است.
در مجموع، این پژوهش نشان میدهد انیمیشن «بچهزرنگ» ظرفیت بالایی برای تقویت سواد تماشا و درگیری شناختی مخاطبان دارد، اما بهرهبرداری مؤثر از این ظرفیت نیازمند تبدیل تماشا از یک تجربه منفعل به یک فرایند فعال و هدایتشده است؛ فرایندی که در آن مخاطب پیش از تماشا، هنگام تماشا و پس از آن، به تفکر، پرسشگری و تحلیل روایت تشویق میشود.



