در روزگاری که رژیم صهیونیستی جنایت و وحشیگری را به اوج رسانده، بیش از هر زمان دیگر به کتابهایی که مسئله فلسطین و مقاومت را برای مخاطب نوجوان روایت کند، نیازمندیم. از نظر محتوا، کتابی در زمینه فلسطین و مقاومت مطلوب است که دارای سه ویژگی باشد: اولین ویژگی، احساس دوستی و همدلی با شهروندان فلسطینی و سایر مظلومین و ستمدیدگان است؛ بهگونهای که نوجوان پس از مطالعه سرگذشت آنها، تلاش کند غم و ناراحتی آنها را درک و نسبت به کمک و یاری مظلومین احساس مسئولیت کند. دومین ویژگی محتوایی، ایجاد حسا نفرت و دشمنی نسبت به رژیم جعلی اسرائیل است. سومین ویژگی ضروری یک کتاب مطلوب در این حوزه، پرورش احساس امید نسبت به آینده سرزمین فلسطین و انحطاط دشمنان آن است. این ویژگی در زمانهای که دشمنان فلسطین به دنبال ناامید کردن جامعه جهانی از آینده روشن فلسطین و بزرگنمایی دستاوردهای رژیم صهیونیستی است، از اهمیت بیشتری برخوردار است و نوجوانان را به کنشگری در این حوزه ترغیب میکند. که با بررسی رمان «خیابان الزهرا» نمونههای مناسبی را از این شاخصها خواهیم یافت.
«خیابان الزهرا» رمانی خوشخوان برای مخاطب نوجوان و به قلم بهزاد دانشگر است در سال 1403 توسط نشر مهرک به چاپ رسیده است. کتابی ساده و روان که در عین حال سرشار از تکنیکهای هنری در نگارش داستان است. این اثر سعی دارد تا وضعیت نوار غزه را پس از واقعه 7 اکتبر از زاویه دید نوجوانی به نام موسی روایت کند. محرک اصلی این داستان برای مخاطب نوجوان، پویایی و تلاش شخصیت موسی برای پیدا کردن هویت خویش است.شب هفتم اکتبر بود و موسی در فکر و خیال بازیهای رایانهای در خانهشان که در شهر نهالاوزِ سرزمینهای اشغالی بود به خواب رفت. اما هنوز آفتاب بالا نیامده بود که با صدای تیراندازی از خواب بیدار شد. او بهعنوان یک نوجوان اسرائیلی پیش از این حتی خیالش را هم نمی کرد که در وسط شهری که زندگی میکند با رزمندگان حماس مواجه شود، چه برسد به اینکه او و مادرش را با خودشان به غزه ببرند.
ابتدای داستان مواجهه موسی -که تبعه رژیم اسرائیل- است با سربازان حماس را نشان می دهد و رفتار سربازان را از زاویه دید او به تصویر می کشد. موسی متوجه میشود مردی به نام «ابوجهاد» که فرمانده رزمندگان حماس در آن عملیات بود، توجه خاصی به او میکند. هنگام انتقال موسی و سایر اسرای اسرائیلی به فلسطین و در حین حملات اسرائیل به غزه، موسی مجروح میشود و به بیمارستان انتقال پیدا میکند.حالا ابوجهاد خودش را به موسی نشان میدهد و ورق زندگی او را بر میگرداند. موسی هرگز باورش نمیشد که یک فلسطینی اصیل است و نام اصلی او هیثم است و مادرش «هناء» که خواهر ابوجهاد است، در خیابان الزهرای غزه چشم انتظار اوست. هرچه ابوجهاد داستان ربوده شدن موسی توسط یک خانواده اسرائیلی را تعریف میکند، باورش برای او سخت است. کسی که تا این لحظه خودش را برتر و بالاتر از دیگر مجروحان آن بیمارستان میدانست، حالا تردید داشت که او موسی است یا هیثم؛ نمیدانست که مادرش کارن است یا هناء.
در ادامه این داستان، نویسنده درباره تعقیب و گریزهایی مینویسد که موسی برای پیدا کردن مادر حقیقیاش انجام میدهد؛ اتفاقاتی که در دل آن، فاجعههایی مانند بمباران بیمارستان المعدانی توسط رژیم اسرائیل و سکوت جامعه جهانی را روایت می کند.
این کتاب دارای خصوصیاتی است که آن را از سایر کتابهای داستانی حوزه فلسطین متمایز میکند. بهعنوان مثال اغلب داستانهایی که درباره فلسطین و اشغالگری اسرائیل روایت میشود، موقعیتهای جغرافیایی مانند کرانه باختری را به تصویر میکشند، ولی ماجرای این کتاب در نوار غزه روایت میشود. علاوه بر این «خیابان الزهرا» از معدود کتابهایی است که وقایع داستانی آن مربوط به نوار غزه بعد از عملیات 7 اکتبر است.
اینکه بهرهگیری از نشانههای تصویری مناسب، یکی از عوامل مهم در قوت نگارش این کتاب است. هنگامی که نویسنده نشانهها و شمایل تصویری را با بیانی هنرمندانه به کار گیرد، نسب به آثار دیگر، دو مزیت مهم دارد: اول آنکه اطلاعات ارائه شده دقیقتری را برای توصیف کنشهای داستانی بیان میکند؛ دوم آنکه شرایط عاطفی کردن زبان داستان را فراهم میکند. در این صورت، نشانهها نیروی تخیل را فعال و بعد عاطفی داستان را تقویت میکنند.
یکی از انتقادهای جدیای که به «خیابان الزهرا» وارد میشود، این است که مخاطب وقتی شروع به خواندن یک کتاب میکند، توقع دارد که در خلال داستان به اطلاعات و توصیفهایی دست پیدا کند که در رسانههای خبری و عمومی پیدا نمیشوند یا اینکه جهان ذهنی و محتوایی داستان، پیامی متفاوتتر را ارائه دهد؛ پیامی که حاصل پژوهش و زاویه دید متفاوت نویسنده است؛ این کتاب، اطلاعات و محتوایی فراتر از رسانههای خبری ارائه نمیدهد.
در مجموع این اوصاف میتوان «خیابان الزهرا» را اثری پیشرو و جذاب برای مخاطب نوجوان دانست که آنها را همزمان با مقاومت، ترس، دلهره و در عین حال شجاعت یک نوجوان ساکن نوار غزه آشنا میکند.
محمدامین بختیاری



