آزمون سواد تماشا؛ رهیافتی برای تماشای فعال و سنجش قوه ادراک مخاطب
به منظور ارزیابی انتقال مفاهیم و مؤلفههای شناختی بینندگان انیمیشن لوپتو که غالباً کودکان و نوجوانان بودند، سؤالاتی بر اساس اصول آزمون سازی PIRLS[1] طراحی شد و در اختیار دانشآموزان پایه سوم دبستان تا پایه نهم متوسطه قرار گرفت. تولید محصولات هنری، که با هدف ثانویه سرگرمی صورت میگیرد، هدف مهمتر دیگری دارد؛ تاثیرگذاری بر مخاطب، یکی از مهمترین اهداف تولید محصولات هنری است. در این انیمیشن، پیامهای روانشناختی زیادی از جمله، افزایش روحیه امیدواری، افزایش تابآوری، درمان با انجام کار تولیدی، کمک معنویت برای آرامش روانی برای مخاطبان داشت همچنین پیامهایی از قبیل توجه به تولید ملی، فرهنگسازی استفاده از فضای مجازی و … نیز پیامهای دیگری بود که در این اثر هنری به مخاطب القا میشد. سؤالات به گونهای طراحی شد که ضمن ارزیابی اطلاعات صریح و استنباطهای مستقیم از اتفاقات داستان، توانایی «استدلال» و توانایی «تفکر انتقادی» مخاطبان نیز ارزیابی شود؛ تا بدین وسیله بتوان علاوه بر اینکه نسبت به میزان محقق شدن اهداف اصلی تولیدکنندگان، آگاهی یافت، پایه گذار روشی شود که تماشاگر وادار به توجه عمیقتر به لایههای متفاوت آثار هنری گردد. گسترش استفاده از فضای مجازی در قالب شبکههای اجتماعی خصوصاً اینستاگرام، باعث کاهش تمرکز افراد و کم شدن حوصله آنها با دیدن کلیپهای چند ثانیهای، ضرورت و اهمیت افزایش ادراک به آثار هنری را بالا برده است تا نسل جدید، در دام آثار سطحی و تأثیرپذیری سریع از رسانه نیفتد. وقتی فردی چند بار با چنین سؤالاتی از یک اثر هنری روبهرو میشود، در مواجهههای بعدی او با آثار هنری، نگاه انتقادیتر و عمیقتری خواهد داشت. این مسئله بر سایر فعالیتهای شناختی او نیز تأثیر میگذارد و نگاه همهجانبه فرد در مطالعه و سایر فعالیتهای شناختی تقویت میگردد.
پینوشت:
[1] Progress in International Reading Literacy Study



