دفاع مقدس هشت ساله، معمولاً با موضوعاتی نظیر روابط رزمندگان در جبههها و یا نمایش سختیهای زندگی مردم در دوران جنگ تحمیلی در آثار داستانی کودک و نوجوان بازتاب داشته است و کمتر رمان یا داستان کوتاهی به زمینهچینیهای قبل از این تهاجم پرداخته است. «کتانیهای کوکام» ، نوشتهی فاطمه جدیدی و برگزیدهی نخستین جشنوارهی ملی کتاب کودک و نوجوان اثری است که همزمان با روایت شروع جنگ از نگاه نوجوان ساکن یکی از روستاهای مرزی، به تحرکات دشمن در نواحی مرزی و تلاش برای همسو کردن اعراب ایران با رژیم بعث قبل از شروع جنگ نیز پرداخته است.
داستان با درگیریها و دغدغههای معمول سه نوجوان پسر در روستایی در خوزستان و نزدیک به مرز عراق شروع میشود. مهران ساکن روستای مجاور است و برای درس خواندن به روستای عماد و عباس میآید. ناگهان خبر میرسد که عراق به روستایی که مهران و خانوادهاش در آن ساکناند، حمله کرده است. مهران نگران خانوادهاش است و میخواهد به روستا برگردد، اما با پای پیاده و کتانیهای پاره نمیتواند به سرعت خود را به آنجا برساند. عماد به کمک او میآید، کتانیهای جدید عباس را میگیرد و قرار میشود مهران تا شب نشده، کتانیها را سالم به عباس برگرداند. مهران و عماد با کمک خلیل و موتور وسپای پدر او، خود را به نزدیکیهای روستا میرسانند، اما عراقیها در نخلستانهای روستا پراکنده شدهاند و رفتن به خانهی مهران به این سادگیها نیست. او و عماد در مسیر رسیدن به خانه با دو عراقی درگیر میشوند، مهران یکی را کشته و دیگری را اسیر میکند. اما پای عماد آسیب دیده و دیگر نمیتواند راه برود. آنها به سختی خود را به خانهی مهران میرسانند. مهران عماد و اسیر عراقی را در خانه گذاشته و خود به جستجوی خانوادهاش میرود و آنها را در آخور پیدا میکند. در همین میان، اسیر عراقی از خوابآلودگی عماد استفاده میکند و با مجروح کردن او، فرار میکند. پس از پشت سر گذاشتن دشواريهای بسیار، مهران موفق میشود خانواده و دوست مجروحش، عماد، را به بیرون روستا منتقل کند، اما در همان لحظه، جنازهی پدرش را میبیند و متوجه میشود، شوهر عمهاش «عدنان» که اهل بصره است و با پدرش خصومتی دیرینه داشته، در شروع جنگ و شهادت پدرش نقشی کلیدی ایفا کرده است. او مصمم میشود راه پدرش را ادامه دهد و انتقام خون او و سایر اهالی روستا را بگیرد. او خانوادهاش را به عباس میسپارد تا خود به روستا برگردد.
مهران و عماد دو شخصیت اصلی این رمان هستند که جنگ آنها را از کودکی به بزرگسالی میکشاند. آنها در آخر داستان هویت خود را یافته و برای دفاع از کشور و مردم خود جانشان را به خطر میاندازند. نوجوانان حاضر در داستان، در کنار رفتارهای قهرمانانه، اشتباهاتی هم دارند و حتی بزرگترهای حاضر در داستان هم اشتباه میکنند، مادر به خاطر عشق به پدر در خروج از روستا تعلل میکند و جان همهی اعضای خانواده به خطر میافتد، پدر خود را مقصر میداند، زیرا با وجود آنکه به دامادشان، «عدنان»، شک داشته، باز هم بیاحتیاطی کرده و اطلاعات افراد با سواد روستاهای مجاور را در اختیار او گذاشته و او توانسته به سراغ آنها برود و «پان عربیسم» را تبلیغ کرده و زمینههای شروع جنگ را مهیا کند. تمامی این موارد باعث میشود شخصیتها برای خواننده باورپذیر شوند و او بتواند با آنها همذات پنداری کند. علاوه بر این، وجود شخصیتهای اصلی نوجوان و نمایش دودلی و ترسهای آنها باعث میشود نوجوان آنها را پذیرفته و با آنها همراه شود. البته شخصیتپردازی و حتی پیرنگ داستان خالی از اشکال نیست و افراد رفتارهایی از خود بروز میدهند که گاهی برای خواننده قابل باور نیست، اما پرداختن به موضوع اختلاف میان اقوام ایرانی باعث میشود این اثر کماکان از رمانهای مورد توجه در حوزهی ادبیات پایداری به حساب آید.
مرضیه پورچریکی



