دکتر عباس جواهری؛ رواندرمانگر و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران
وقتی نسل جدید را میفهمیم، آینده را میفهمیم
هر بحثی درباره نوجوان، پیش از هر چیز نیازمند یک پرسش ساده اما تعیینکننده است: ما از چه جایگاهی درباره نوجوان حرف میزنیم؟ والد هستیم؟ سیاستگذار؟ معلم؟ درمانگر؟ یا صرفاً ناظری بیرونی که میخواهد نسل جدید را توضیح دهد؟ پاسخ به این پرسش اهمیت دارد، زیرا هر جایگاه، تصویری متفاوت از نوجوان میسازد و همین تفاوتها گاهی باعث سوءتفاهمهای جدی درباره این دوره میشود.
برای فهم دقیقتر نوجوانی، شاید لازم باشد دو موضوع را از هم جدا کنیم: نخست خود نوجوان، با ویژگیهای رشدی، روانی و زیستیاش؛ و دوم جهانی که نوجوان امروز در آن زندگی میکند؛ اکوسیستمی که بهسرعت توسط فناوری، شبکههای اجتماعی و اکنون هوش مصنوعی در حال تغییر است. بسیاری از خطاهای تحلیلی زمانی رخ میدهد که این دو حوزه در هم ادغام میشوند و نقش محیط جدید نادیده گرفته میشود.
وضعیت بینابینی: نوجوانی بهمثابه «در حال شدن»
نوجوان در وضعیت لیمینال یا بینابینی قرار دارد؛ نه کودک است و نه بزرگسال. این وضعیت، همزمان منبع فرصت و آشفتگی است. از یک سو، بخشهایی از رشد عصبی مرتبط با تصمیمگیری و آیندهنگری هنوز کامل نشده و تصمیمهای تکانشی و هیجانی افزایش مییابد؛ از سوی دیگر، نیازهای هویتی و اجتماعی پیچیدهتر میشوند. نتیجه، ترکیبی متناقضنماست: رفتارهایی کودکانه در کنار ادعاهایی بزرگسالانه.
مشکل اینجاست که بسیاری از بزرگسالان، نوجوان را از زاویهای محدود میبینند. استعاره «فیل در اتاق تاریک» در اینجا معنا پیدا میکند: هرکس بخشی از نوجوان را لمس میکند و همان را کل حقیقت میپندارد. والد ممکن است فقط سرکشی را ببیند، معلم افت تحصیلی را، و درمانگر اضطراب را؛ اما نوجوان، مجموع همه اینهاست.
خطای رایج: نوجوانی بهعنوان دورهای که باید «تحمل» شود
در بسیاری از فرهنگها، نوجوانی دورهای گذرا تلقی میشود که باید از آن عبور کرد؛ مرحلهای پرتنش که با رسیدن به جوانی پایان مییابد. اما این نگاه یک واقعیت مهم را نادیده میگیرد: نوجوانی دوره شکلگیری زیرساختهای هویت است. تجربههای این دوره، اثراتی ماندگار بر انتخابهای آینده، روابط و سلامت روان دارند.
رویکرد حداقلیِ «فقط مراقب باشیم آسیب جدی نبیند» کافی نیست. نوجوانی نه فقط دوره مدیریت بحران، بلکه دوره سرمایهگذاری هویتی است. نادیده گرفتن این حقیقت، هزینههای بلندمدتی در بزرگسالی ایجاد میکند.
نوجوان امروز در چه جهانی زندگی میکند؟
اگر نوجوانی همیشه پیچیده بوده، نوجوان امروز با پیچیدگی مضاعفی مواجه است: زیستن در اکوسیستم دیجیتال. فناوری صرفاً ابزار نیست؛ محیط زندگی است. اینترنت، شبکههای اجتماعی و اکنون هوش مصنوعی، نه فقط رفتارها، بلکه نحوه شکلگیری هویت و روابط را تغییر دادهاند.
پژوهشهای جدید نشان میدهد نوجوانان ممکن است رابطههای عاطفی با فناوری شکل دهند؛ پدیدهای که با ظهور هوش مصنوعی، ابعاد تازهای پیدا کرده است. بنابراین شناخت نوجوان بدون شناخت محیط تکنولوژیک او عملاً ناممکن است.
با این حال، تکرار واژههایی مانند «نسل دیجیتال» یا «فرزندان عصر هوش مصنوعی» بهتنهایی به معنای فهم نوجوان نیست. فهم واقعی زمانی آغاز میشود که بزرگسالان وارد تجربه زیسته نوجوان شوند؛ نه فقط از طریق گزارشها، بلکه از طریق مشاهده و تعامل مستقیم.
نوجوان ایرانی در آینه پژوهشها
مرور نظاممند صدها مقاله علمی درباره نوجوان ایرانی نشان میدهد که بیشترین تمرکز پژوهشها بر رابطه نوجوان و جامعه، سپس خانواده و پس از آن توانمندسازی بوده است. این تغییر جهت از رویکرد صرفاً آسیبشناسانه به سمت توانمندسازی، همسو با تحول جهانی روانشناسی در دهههای اخیر است؛ جایی که مفاهیمی مانند تابآوری، سرمایه روانشناختی و بهزیستی جایگاه پررنگتری یافتهاند.
در عین حال، شکافهایی نیز وجود دارد. تمرکز جغرافیایی پژوهشها بر کلانشهرها باعث میشود تصویر ارائهشده از نوجوان ایرانی، لزوماً نماینده همه نوجوانان کشور نباشد. همچنین حوزههایی مانند بهزیستی دیجیتال و رابطه نوجوان با هوش مصنوعی هنوز نیازمند پژوهشهای گستردهتر است.
چرا شناخت نوجوان اهمیت راهبردی دارد؟
نوجوانی مرحلهای است که در آن نیاز به تعلق، دیدهشدن و ساختن هویت به اوج میرسد. اگر این نیازها در فضای خانواده، مدرسه یا فرهنگ پاسخ داده نشود، نوجوان آن را در جای دیگری جستوجو خواهد کرد؛ اغلب در فضای رسانهای یا دیجیتال.
از همین منظر، تعجبی ندارد که نوجوانان شخصیتهای ابرقهرمانی جهانی را بهتر از قهرمانان فرهنگی بومی بشناسند. مسئله صرفاً ترجیح نسل جدید نیست؛ مسئله عرضه رسانهای است. نوجوان قهرمان میخواهد؛ اگر ما روایت و تصویر ارائه نکنیم، دیگران خواهند کرد.
پرسش نهایی
شاید مهمترین پرسش این باشد: آیا مشکل در نوجوانان است یا در تصویری که ما از نوجوان ساختهایم؟ تا زمانی که نوجوان را صرفاً «مسئلهای برای مدیریت» بدانیم، احتمالاً از فهم جهان او فاصله خواهیم داشت. اما اگر نوجوان را بهعنوان بازیگری فعال در جهانی در حال تحول ببینیم، شاید بتوانیم نه فقط نسل جدید، بلکه آینده جامعه را بهتر درک کنیم.



