«فناوری چه تاثیری بر الگوهای مصرف ما داشته است؟»
یک لحظه دنیا را بدون ماشین لباسشویی تصور کنید. حالا حساب کنید که چند ساعت در هفته باید زمان بگذارید تا لباسهایتان را بشویید. یا فرض کنید بدون داشتن ایمیل یا حتی تلفن همراه، قرار باشد رزومهی خود را برای استخدام در یک شرکت بفرستید و منتظر پاسخ آنها باشید. یا حتی برای خوردن چای بدون وجود سماوربرقی چقدر برای به جوش آمدن آب باید منتظر بمانید؟ شما با یک کلیک همین الان میتوانید در کسری از ثانیه، به دورترین فروشگاه بروید و لباس مورد نظرتان را از آنجا خرید کنید و شاید در آیندهی خیلی نزدیک در دنیای متاورسی بتوانید به دورترین نقطهی جهان بروید و در آنجا یک آبمیوه میل کنید و برگردید!
دنیای فناوری توانسته قوانین مصرف ما را بر هم بزند. فناوری از این جهت زمان را برای ما ذخیره میکند. علاوه بر این فناوری ما را به جریان عظیم اطلاعات متصل کرده است. بنابراین افراد دیگر لازم نیست برای خواندن یک کتاب یا بهرهمندی از آموزش یک استاد؛ نگرانی داشته باشید. فناوری حتی به ما کمک میکند تا بتوانیم بهتر برنامهریزی کنیم. هزاران برنامهی سودمند تولید شده است که فقط با یک کلیک روی تلفن همراهتان میتوانید بسیاری از کارها را در کسری از ثانیه انجام دهید. میتوانید در خانه ورزش کنید. برنامهی رژیم غذایی مختص به خودتان را بگیرید یا برای یک کار پژوهشی به میلیونها کتاب و مقاله دسترسی پیدا کنید.
فناوری بیشتر از یک ابزار برای ما کاربرد دارد. به عبارت دیگر به عنوان یک محیط سراسر زندگی ما را فراگرفته است. با این حال همان قدر که کارایی بیسابقهای دارد ما را با دردسرهایی مواجه میکند. به عنوان مثال فناوری انتخابهای زیادی را در اختیار ما قرار میدهد که ممکن است ما را سردرگم کند و تمرکز و دقت ما را از روی مسائل کاهش دهد. «نیکلاس کار» در کتاب خودش تحت عنوان «کمعمقها؛ اینترنت با مغز ما چه میکند؟» این سوال را مطرح می کند که «چرا عموم مردم قرن بیست و یکم سطحیتر از گذشته مطالعه میکنند و با اینکه حجم بیشتری از اطلاعات در دسترسشان است؛ کم عمقتر شدهاند؟» او بررسی میکند که فناوری اطلاعات، چگونه بر فرایند تفکر کردن ما و حتی کارکردهای مغز ما اثر گذاشته است.
بنابراین الگوهای بیرویهی مصرف دیجیتال میتواند تواناییهای ذهنی ما را تحت تاثیر قرار دهد. فناوری همان طور که به ما در انجام بسیاری از کارها کمک میکند؛ همزمان را ما را با چالشهای جدید روبهرو میکند. بیایید یک مثال ساده بزنیم. ممکن است هر کدام از ما تجربهی خرید یک لباس را به صورت آنلاین داشته باشیم. شما با یک کلیک، لباس مورد نظر خود را خریداری میکنید. اما این مرحلهی پایان کار نیست. تازه همه چیز آغاز شده است. موتورهای جستوجوگر الگوریتمهایی دارند که حالا سلیقهی شما را میدانند و در تمام جستوجوهای بعدی برای شما پیشنهادهایی را نشان میدهند که دیگر جزو نیازهای شما نیست ولی نظر شما را جلب خواهد کرد! و این یعنی با وجود اینکه فناوری نیاز شما را برطرف کرد؛ نیازهای جدید دیگری را برای شما ایجاد کرده است. شاید خیلی اوقات برای ما پیش بیاید که با هدف جستوجوی یک مطلب خاص، مرورگر اینترنت یا شبکههای اجتماعی خود را باز کردهایم اما ساعتها در محتوای دیگری غرق شدیم و موضوع اصلی را به کلی فراموش کردهایم! فناوری همه چیز را برای ما در یک کلیک کردن خلاصه کرده است و همین باعث شده سطح حوصلهی ما نیز کاهش پیدا کند. دیگر گوش دادن با سرعتی کمتر از دو ایکس (2x) ممکن است برای ما قابل تحمل نباشد! مغز ما تبدیل به یک مایکروفر کوچک شده که همه چیز را در کمتر از دو دقیقه باید آماده کند! فناوری به طور ذاتی مخرب نیست اما باید بتوانیم برای بهینه و درست مصرف کردن آن راهکارهایی را ایجاد کنیم. در قدم اول باید بر تاثیرات آن بر الگوهای مصرف خودمان آگاه باشیم تا بتوانیم برای مدیریت کردن آن برنامهریزی کنیم.
زهره احمدی؛ پژوهشگر اندیشکده امید



