زمستان بی‌شازده و نوجوانی که سرنوشت مبارزات ضد شاه به دست اوست

زمستان بی‌شازده به قلم فاطمه نفری، کتابی خوش‌خوان و روان است که نمونه‌ای از مبارزه مردمی علیه رژیم پهلوی را از زبان نوجوانی به نام «رضا» به تصویر می‌کشد. این کتاب را انتشارات مهرک در 200 صفحه منتشر کرده است.

رضا نوجوانی زرنگ و بازیگوش، در خانواده‌ای با وضعیت اقتصادی ضعیف است. آن‌ها به همراه مادر بزرگشان در شهری به نام ورامین زندگی می‌کنند. پدر او به دلیل پیدا نکردن کار مناسب در شهرستان به تهران می‌رود و پس از مدتی کاری مناسب پیدا می‌کند. و دوباره به ورامین باز می‌گردد تا به همراه خانواده‌اش برای زندگی به تهران باز گردند.

شخصی که برای پدر رضا کار پیدا می‌کند، و در گوشه حیاط خانه خودشان، خانه‌ای برای اسکان آن‌ها فراهم می‌کند، در طول داستان با نام «مهندس» شناخته می‌شود و نام اصلی آن «فرهاد» است. مهندس و همسرش محبت‌های فراوانی را در حق خانواده رضا می‌کنند تا آن‌ها بتوانند در تهران زندگی‌ای را برای خودشان دست و پا کنند. مهندس شخصیتی مهربان، با سواد و خیرخواه است. که رضا و خانواده‌اش او را بسیار دوست دارند و از او به نیکی یاد می‌کنند. روزی که پدر رضا و خانواده‌ مهندس از خانه بیرون رفته بودند، رضا متوجه می‌شود که مردی فورا به خانه آن‌ها می‌آید و خبری مشکوک را به مهندس می‌رساند. سپس مهندس تعدادی دفتر و کاغذ را به صورتی که دست کسی به آن‌ها نرسد را داخل آب‌انبار خانه‌شان می‌ریزد. رضا که به صورت پنهانی کارهای مهندس را می‌بیند، متوجه می‌شود که این کاغذها محرمانه است و نمی‌خواهد دست کسی به آن‌ها برسد. نقطه تعلیق این اثر از لحظه‌ای آغاز می‌شود که تعدادی مامور به دنبال دستگیری مهندس هستند، و او نیز در لحظه قبل از درستگیری یک شیء کوچک به نام میکروفیلم را به دست رضا می‌سپارد، تا به صورت مخفیانه آن را یکی از مجاهدین انقلابی به نام «شریفی» برساند.

رضا میکروفیلم را از مهندس می‌گیرد و در قفس کفترهایش پنهان می‌کند. او برای حفظ میکروفیلم سختی‌های زیاد و ترس و اضطراب فراوانی را تحمل می‌کند. در این جریان از دوست خودش «محسن» بدون آنکه او متوجه شود، به رضا کمک‌های زیادی می‌کند. رضا میکرو فیلم را در قفس یک پرنده جاساز می‌کند و به دست دوستش می‌رساند. که در طول این زمان مامورین ساواک را گمراه کند و در نهایت پیش از چند هفته تحمل مشقت‌های فراوان موفق پیدا کردن مبارزی به اسم شریفی می‌شود و با رساندن میکروفیلم به دست او، ماموریت خود را به پایان می‌رساند.

یکی از نکات مهمی که نویسنده در نگارش خود به کار بسته است، و باعث ایجاد تعلیق و جذابیت بیشتر داستان می‌شود، این است که بخش مهمی از ماجرا و تکالیفی که شخصیت اصلی داستان بر عهده دارد، حتی از نظر خود رضا هم مبهم به نظر می‌رسد. او به طور ناخواسته بخش مهمی از جریان مبارزه با رژیم ستم‌شاهی می‌شود که خواسته قلبی‌اش هم با این مبارزه همراه است. اما ترس‌ها و تعلل‌های فراوانی در مقابل او قرار می‌گیرد که باید بر آن‌ها غلبه کند.

ویژگی‌ مهمی که این اثر را نسبت به سایر آثار حوزه انقلاب اسلامی برای نوجوانان متمایز می‌کند این است که به جای ارائه تصویرهای کلیشه‌ای از اعتراضات و نارضایتی‌های عامه مردم از رژیم پهلوی، آن را در حد و اندازه زاویه دید یک نوجوان به تصویر می‌کشد. دلیل رضا برای نفرت از پهلوی سرچشمه گرفته از اتفاقات ملموسی است که در جریان زندگی با آن‌ها مواجه می‌شود. اتفاقاتی مانند از کار بی کار شدن پدرش، دزدی و زورگویی یکی از عناصر ساواک که در همسایگی آن‌ها زندگی می‌کند. یا به عبارتی دیگر می‌توان گفت که نویسنده در تلاش است اتفاقات جاری آن روزهای کشور را از دید شخصیت نوجوانی که خلق کرده است ببیند. نه اینکه دغدغه‌ها و حرف‌های بزرگسالان را به صورت کلیشه‌ای و غیر هنرمندانه در دهان شخصیت نوجوان داستان قرار دهد.  علاوه بر شخصیت اصلی، شخصیت‌های نوجوان این داستان رابطه همیارانه و همدلانه‌ای با یکدیگر دارند. که موجب پیش بردن خلاقانه اتفاقات داستان شده است.

با توجه به موضوع، درونمایه و شخصیت‌پردازی مناسب اثر و همچنین توصیف درست از عنصر زمان و مکان، «زمستان بی‌شازده» را می‌توان اثری مناسب و قابل توصیه برای نوجوانان دانست. و به طور خاص برای نوجوانان دوره متوسطه اول از جذابیت برخوردار است.

به قلم محمدامین بختیاری؛ پژوهشگر اندیشکده امید