دکتر رضا پورحسین؛ روانشناس و رییس دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران
جستوجوی مختصات نوجوانی در جهانی ناپایدار
ترکیب «کودک و نوجوان» سالهاست در ادبیات فرهنگی و آموزشی ما بهکار میرود؛ اما از منظر علمی، شاید زمان آن رسیده باشد که دربارهی دقت این اصطلاح دوباره فکر کنیم. نوجوانی مرحلهای است که بهنوعی از کودکی گسست پیدا میکند؛ نهتنها نگاه فرد از جهان کودکانه فاصله میگیرد، بلکه جهتگیری ذهنی او نیز بیش از گذشته به آینده معطوف میشود. به همین دلیل برخی صاحبنظران ترجیح میدهند از اصطلاح «نوجوان» استفاده کنند؛ مفهومی که بیش از هر چیز بر وضعیت گذار و جستوجو تأکید دارد.
با این حال، نامگذاری هرچه باشد، ورود به جهان ذهنی نوجوان به معنای مواجهه با جهانی است که در ظاهر ساده به نظر میرسد اما در واقع بسیار پیچیده، پویا و ناپایدار است؛ جهانی در حال گذار که نمیتوان آن را با چارچوبهای ثابت توضیح داد.
نوجوانی؛ دورهی رغبتهای سیال
در ادبیات روانشناسی رشد، نوجوانی را دورهی چندرغبتی و چندظرفیتی دانستهاند. علایق بهسرعت تغییر میکنند و مسیرهای آینده هنوز تثبیت نشدهاند. نوجوان ممکن است یک روز رؤیای پزشک شدن داشته باشد و روز دیگر به هنر یا فناوری علاقه نشان دهد. این تغییرات نه نشانهی بیثباتی منفی، بلکه بخشی از فرایند طبیعی شکلگیری هویت است.
از نظر علمی، نوجوانی مرحلهای است که فرد به پرسش بنیادین «من کیستم؟» نزدیک میشود. روابط با همسالان اهمیت بیشتری پیدا میکند، تفکر انتزاعی شکل میگیرد و در عین حال، تنظیمگری هیجانی هنوز کامل نشده است. همین ترکیب، تنش میان استقلال و وابستگی را به یکی از تجربههای مرکزی این دوره تبدیل میکند.
هویت؛ مفهومی آشنا اما مبهم
واژهی «هویت» شاید یکی از پرکاربردترین مفاهیم در بحثهای تربیتی و فرهنگی باشد؛ مفهومی که همه به آن ارجاع میدهند اما تعریف دقیق آن همیشه روشن نیست. میتوان هویت را نوعی آگاهی از مختصات خود دانست؛ آگاهیای که به فرد کمک میکند جایگاهش را در یک موقعیت، در یک گروه و در مسیر آینده تشخیص دهد.
اگر از استعارهای ریاضی استفاده کنیم، هویت شبیه تعیین مختصات روی یک صفحه است: گذشته، شناسنامهای از تجربهها را شکل میدهد؛ وضعیت فعلی جایگاه نسبی فرد را نشان میدهد؛ و آینده، چشماندازی است که فرد برای خود ترسیم میکند. نوجوانی اما مرحلهای است که این مختصات هنوز شفاف نشدهاند. آینده اغلب رنگوبوی آرزومندانه دارد و موقعیت فعلی نیز در حال تغییر است. به همین دلیل، انتظار تثبیت کامل هویت در این دوره چندان واقعبینانه نیست.
نوجوان در جهانی دوگانه
یکی از مهمترین چالشهای امروز نوجوانان، زیستن در جهانی است که بزرگسالان آن را به «واقعی» و «مجازی» تقسیم میکنند؛ اما خود نوجوانان چنین مرزی را چندان به رسمیت نمیشناسند. برای بسیاری از آنها، هرجا که زیست غالبشان شکل بگیرد، همان جهان واقعی است؛ چه در فضای فیزیکی و چه در بسترهای دیجیتال.
انقلاب رسانهای و گسترش فناوری باعث شده افراد بهطور مداوم میان فضاها و نقشهای مختلف جابهجا شوند؛ فرایندی که میتوان آن را «سوئیچینگ» نامید. این جابهجایی دائمی میان جهانهای متفاوت ــ میان سرعت و مکث، الگوریتم و معنا، فردگرایی و جمعگرایی ــ فشار شناختی و هیجانی قابلتوجهی ایجاد میکند.
در جامعهای مانند ایران، که خود میان سنت و مدرنیته و میان ارزشهای جمعی و فردی در نوسان است، این وضعیت پیچیدهتر نیز میشود. نوجوان نهتنها با تغییرات درونی خود مواجه است، بلکه باید میان نظامهای ارزشی مختلف نیز حرکت کند.
چرا فشار بر نوجوان بیشتر است؟
بزرگسالان معمولاً به منابعی مانند نوستالژی، خاطرات مشترک یا تجربههای تثبیتشده دسترسی دارند که میتواند نقش تنظیمکنندهی هیجانی داشته باشد؛ اما نوجوان چنین پشتوانهای را هنوز شکل نداده است. از سوی دیگر، سرعت تغییرات فناوری باعث ایجاد حس «عقبماندن» میشود؛ احساسی که به استرس دائمی دامن میزند.
نتیجه، تجربهای شبیه عبور مکرر از «پلی شکسته» است؛ عبوری که نیازمند سازگاری مداوم میان جهانهایی با قواعد متفاوت است.
یک مهارت حیاتی: فاصلهگذاری
اگرچه نمیتوان جریان فناوری و تغییرات اجتماعی را متوقف کرد، اما میتوان مهارتهایی برای مواجههی سالمتر با آنها آموزش داد. یکی از این مهارتها «فاصلهگذاری» است؛ یعنی ایجاد لحظاتی کوتاه اما آگاهانه بدون حضور مداوم در فضای دیجیتال.
تمرینهای سادهای مانند تمرکز کامل بر یک فعالیت روزمره ــ نوشیدن چای، مطالعهی چند صفحه کتاب یا گفتوگوی حضوری ــ میتواند به تقویت حضور ذهن و کاهش فشار شناختی کمک کند. تجربههای عملی نشان میدهد که حتی چند دقیقه فاصلهگیری از دستگاههای دیجیتال، سطح استرس را کاهش میدهد و توان تمرکز را افزایش میدهد.
پذیرش پیچیدگی نوجوانی
شاید مهمترین گام، پذیرش این واقعیت باشد که نوجوانی دورهی قطعیت نیست، بلکه دورهی جستوجوست. نوجوان در حال تعیین مختصات خود در جهانی ناپایدار است؛ جهانی که هم فرصتهای بیسابقه دارد و هم فشارهای تازه. گفتوگو، همدلی و ایجاد فضاهای امن برای تجربه و آزمون، میتواند به او کمک کند تا این مسیر گذار را با آرامش بیشتری طی کند.



